مطالب

فتامل(22)، بمناسبت اجرای برحام و حاشیه اندر حاشیه هایش

با سلام متن زیر ابندا در رابطه با در نظر داشتن 3 اصل آمریکایی در هنگام مداکرات می باشد و سپس قسمتی از صحبت های امروز (چهارشنبه 23 دی ماه نود و چهار) آقای عراقچی برایتان انتخاب شده است:

به گزارش «تابناک»، رضا نصری، حقوقدان بین المللی و عضو مؤسسه مطالعات عالی بین المللی ژنو در مطلبی با توجه به اقدامات اخیر کنگره در کارشکنی در توافق هسته‌ای و نیز فضای انتخاباتی آمریکا،  مطلبی در مورد رفتارشناسی بازیگران سیاسی این کشور نوشته به طرح این سؤال پرداخته که چگونه مخالفان توافق هسته ای، افکار عمومی آمریکا را با خود همسو می کنند.

در این مطلب آمده است:



در آمریکا ـ شاید بیش از سایر کشورها ـ رسم است که رسانه‌ها، منتقدین و افکار عمومی «سیاست خارجهٔ» دولتشان را بر اساس یکسری «اصول ثابت» ـ که بعضاً ریشه‌ در فرهنگ و باورهای عمومی دارند ـ ارزیابی کنند.

در طول مذاکرات هسته‌ای نیز تندروهای کنگره، مخالفان توافق و رسانه‌‌های همسو با جریان ایران‌ستیز عمدتاً سه تا از این اصول را بارها مطرح کردند تا افکار عمومی آمریکا را علیه رویکرد اوباما نسبت به ایران و نسبت به توافق هسته‌ای بسیج کنند.

البته در دو سال گذشته، تیم مذاکره‌کنندهٔ ایران هم ـ با رفتار‌شناسی درستی که از بازیگران سیاسی آمریکا داشت ـ در اظهارات و موضع‌گیری‌هایش موفق شد تا حدودی تأثیر این فضاسازی را کاهش دهد (همان طور که در مثال‌ها به آن اشاره خواهد شد).

اما با وجود این ، قطعاً این تِم‌ها در سال آینده هم در فرایند رقابت‌های انتخابات ریاست‌جمهوری،‌ به منظور تخطئه‌ٔ توافق هسته‌ای، تکرار خواهد شد و مهم است که جامعهٔ مدنی ایرانیان (به ویژه ایرانیان مقیم آمریکا) نیز برای پاسخ‌دهی به آنها آماده باشد.

اما این «اصول» که در تهییج و بسیج افکار عمومی علیه توافق هسته‌ای نقش دارند کدام اند؟

۱) اصل اول
ـ که آمریکایی‌ها در هر مذاکر‌ه‌ای (ولو در مذاکرات خصوصی، تجاری یا در دعاوی حقوقی داخلی) بر آن تأکید دارند ـ این است که «اگر اِعمال فشار، طرف مقابل را به تمکین واداشت، این سیاست را ادامه بده، ولو اینکه به خواسته‌ٔ اولیه خود دست یافته باشی».


به عبارت دیگر، آمریکایی‌ها، بر خلاف اروپایی‌ها، «اِعمال فشار» را فقط یک «اهرم‌ مذاکره‌» نمی‌بینند، بلکه آن را وسیله‌ٔ برای سنجیدن شخصیت، جنس و ماهیت طرف مقابل نیز می‌دانند و از این روی،‌ اگر با اِعمال فشار به این نتیجه رسیدند که طرف مقابل اهل کوتاه آمدن است، از آن برای رسیدن به سایر خواسته‌ها و مطالبات خود ـ ولو خارج از چارچوب مذاکرات اولیه ـ با پشتیبانی افکار عمومی، استفاده خواهند کرد.

به همین خاطر می‌بینیم که در طول دوران مذاکرات، جریان مخالف ایران به شدت بر این گزاره اصرار داشت که «تحریم‌های ایران را به پای میز مذاکرات کشانده است»؛ حال اینکه مذاکرات هسته‌ای، از سال ۲۰۰۳ تا ۲۰۱۵، با تغییر سه دولت در تهران، هرگز قطع نشد و همچنان پیوسته ادامه داشت.

دلیل اصرار این جریان بر اینکه «تحریم ایران را به پای مذاکرات کشاند»، عمدتاً این بوده و هست که به افکار عمومی القا کند، «ایران در برابر فشار تغییر رفتار می‌دهد» (با تعبیر معروفِ Iran is responsive to sanctions) و متعاقباً این توقع را ایجاد نماید که حتی در صورت رسیدن به توافق در حوزهٔ هسته‌ای، نباید تحریم‌ها را لغو کرد تا ایران در سایر عرصه‌ها نیز تغییر رفتار دهد.

علت اینکه دکتر ظریف در تمام موضع‌گیری‌های خود در رسانه‌های آمریکا به شدت اصرار داشت که «نتیجهٔ تحریم‌ها فقط و فقط این بود که ایران از شش هزار سانتریفوژ به ۱۹ هزار سانتریفوژ رسید» عمدتاً دفع این پیش‌فرض مغرضانه و تبعات منفی آن، بوده است.

حال امروز نیز شاهدیم که جمهوری خواهان و نمایندگان ضدایرانی کنگره، با پیش کشیدن همین «اصل»‌ ـ که همانطور که ذکر شد، در باورهای عمومی ریشه دارد ـ سعی می‌کنند ضرورتِ تداوم تحریم‌ها و اقدامات خلاف «برجام» خود را توجیه نمایند. قطع به یقین، در رقابت‌های انتخاباتی سال جاری نیز از همین اصل برای تخطئهٔ توافق هسته‌ای و متهم کردن اوباما به «ضعف در برابر ایران»‌ و «نقض اصول سیاست خارجه» استفاده خواهند کرد.

۲) اصل دوم
ـ که ریشه در «استثنا پنداری» و «خود ژاندارم بینی» آمریکایی‌ها دارد ـ مبتی بر «ضرورت رعایت بی قید و شرط خطوط قرمز آمریکا» در هر شرایط، است. جالب اینکه تعصب بر این باور نیز به اندازه‌ای است که برخی نظریه‌پردازان تندروی آمریکایی حتی از آن به عنوان «تقدس خطوط قرمز آمریکا» یا Sanctity of redlines یاد می‌کنند.


مطابق این اصل، «حرمت فرایند» (Procedural integrity) همیشه مهم‌تر از نتیجهٔ مذاکرات است و از این رو، حفظ و پاسداری از خطوط قرمز ـ که در یک تصویر کلی‌تر، متضمن قدرت‌نمایی، بازدارندگی و پرستیژ ایالات متحده است ـ حتی بر «عقلانیت»، «مصلحت کوتاه‌ مدت» و پایبندی این کشور به تعهدات اخلاقی و سیاسی‌اش تقدم دارد. بر همین اساس، جریان مخالف ایران مدعی است که توافق هسته‌ای که با نقض شش قطعنامه‌ٔ شورای امنیت و به تبع با گذشتن از خطوط قرمز اولیهٔ آمریکا به سرانجام رسید، برای حفظ پرستیژ و شأن این ابرقدرت هم که شده، باید فسخ شود.

به واقع، برخی رسانه‌ها و شخصیت‌های سیاسی آمریکا، از جمله سناتور تد کروز و برخی دیگر از نامزدهای ریاست‌جمهوری، با اتکای به همین اصل، حتی آزمایش اخیر بمب هیدروژنی در کرهٔ شمالی و «گستاخ شدن» این کشور را هم نتیجهٔ گذشتن ایران از خطوط قرمز ایالات متحده و زوال قدرت بازدارندگی این کشور، که برجام مسبب آن بوده، می‌خوانند!

طبق برآورد این جریان، افکار عمومی آمریکا ـ که برای «بازسازی عظمت آمریکا» (با شعار Make America Great Again) حتی مستعد رأی دادن به شخصیتی مانند دانلد ترامپ است ـ قطعاً از فسخ چنین توافق «ذلت‌باری» پشتیبانی خواهد کرد.

قابل ذکر است که یکی از دلایل تأکید دکتر ظریف بر اینکه توافق هسته‌ای بر اساس اصل «بُردـبُرد» برای همهٔ طرفین تدوین شده است، و پافشاری او بر این گزاره در رسانه‌های آمریکا علیرغم تمام فشارها و حساسیت‌های داخلی، مهار کردن تبعات همین فضاسازی بوده است؛ و این رسالتی است که جامعهٔ ایرانیان آمریکا نیز باید به صورت پیگیر و پیوسته، در تمام دوران رقابت‌های انتخاباتی، دنبال کند.

۳)‌ اصل سوم
ـ که از سنت «حقوق عُرفی» آمریکا (Common Law) نشأت گرفته و به عرصهٔ‌ سیاست و دیپلماسی هم تعمیم یافته ـ ریشه در این باور عمیق دارد که هر رفتار یا برخوردی در قبال یک فرد، که در یک فرایند حقوقی «رسمیت» پیدا کرده باشد، مستعد الگوسازی و رویه‌سازی برای افراد مشابه و آیندگان خواهد بود.


به عبارت دیگر، مطابق این برداشت، اگر ایالات متحده، طی یک فراینده مذاکراتی و حقوقی، «فعالیت‌ هسته‌ای» ایران را به رسمیت شناخته باشد، ناگزیر سایر کشورهای مشابه ایران ـ به ویژه کشورهای مسلمان‌ـ نیز خود را مستحقِ مبادرت به چنین فعالیت‌هایی خواهند دید، بدون اینکه دیگر آمریکا «مشروعیتِ مقابله» داشته باشد.

از این روی، شاهدیم که جریان مخالف ایران، با پیوند زدن این اصل با اسلام‌هراسی، به تحریف «توافق هسته‌ای » می‌پردازد و آن را «مجوزی برای دستیآبی ایران به بمب اتم» معرفی می‌نماید. حاصل این فضاسازی هم این است که امروز بسیاری از مردم آمریکا معتقد شده‌اند که دولت اوباما، با به رسمیت شناختن «بمب اتم ایرانی»، دنیا را در مسیری قرار داده که در آن کشورهای اسلامی ناگزیر مسلح به سلاح هسته‌ای خواهند شد.

نکتهٔ جالب اینجاست که در طول مذاکرات هسته‌ای، جریان مخالف توافق بیش از هر چیز بر ماهیت نامتعارف ایران و «یاغی‌گری» این کشور (Rogue State) در صحنهٔ‌ بین‌المللی تأکید داشت، تا میان مذاکرت هسته‌ای ایران و مذاکرات هسته‌ای کرهٔ شمالی ـ به عنوان یک کشور یاغی دیگر که بخاطر یک «توافق بد» در دههٔ ۱۹۹۰ نهایتاً مسلح به سلاح اتمی شده ـ شباهت‌سازی کند؛ اما امروز که با رشد داعش و هراس از تروریسم اسلامی، شاهد تشدید اسلام‌ستیزی در آمریکا هستیم، رسانه‌های جریان مخالف بیشتر بر ماهیت «اسلامی» ایران (با کلیدواژهٔ «افراطی‌گری شیعه») تأکید دارند تا افکار عمومی را از این بار از این زاویه علیه توافق هسته‌ای بشوراند.

در چنین فضایی، قطعاً «شیوهٔ» حضور مقامات دیپلماتیک ایران در محافل و رسانه‌های بین‌المللی در ماه‌های آینده ـ شاید بیش از محتوای مواضع ایران ـ در شکستن این تصور و شباهت‌سازی‌ها کارساز باشد. در همین راستا، کمپین‌های مبتکرانه، نمادین و هوشمندانهٔ ایرانیان، به ویژه هنرمندان و افراد پر مخاطب، برای بازسازی تصویر ایران و مهار تبعات این فضاسازی، آن هم در این فصل انتخاباتی، بسیار مؤثر خواهد بود.


اما عباس عراقچی در نشست برگزار شده در خانه اندیشمندان علوم انسانی درباره مذاکرات هسته ای، دلیل عمل طرف مقابل به تعهداتش در برجام را قدرت های درونی ایران دانست و گفت:

تا وقتی این قدرت های درونی حفظ شود برجام محکم، مستقر و اجرایی خواهد ماند.
به گزارش خبرنگار شفقنا، سید عباس عراقچی در نشست برگزار شده در خانه اندیشمندان علوم انسانی اظهار کرد: ما مسیری چند ماهه و پس از نیل به توافق طی کرده ایم. در این مسیر مجموعه کارهای بسیار سختی انجام شده است. در فاصله ای ۹۰ روزه، کشورها مراحل قانونی شدن برجام را در کشور خود انجام دادند. اتحادیه اروپا این موضوع را در شورای وزیران خود تصویب کرد. آمریکا نیز چالش هایی در کنگره داشت که طی کرد. ایران نیز در شورای امنیت ملی و همچنین در مجلس شورای اسلامی جلسات بسیار طولانی داشت که نشان دهنده دقت نظر نمایندگان مردم بود. در نهایت نیز مراحل تصویب انجام شد که صحه بر برجام گذاشت. مقام معظم رهبری نیز در نامه خود الزاماتی را بر برجام تعیین کردند.
عراقچی با اشاره به اینکه مجموعه تحریم ها علیه ایران شبکه پیچیده ای از تحریم ها را برقرار کرده بود، گفت: این شبکه پیچیده در جاهای مختلفی تداخل داشتند. اینکه پس از برداشته شدن تحریم ها چه اتفاقی رخ دهد و حتی بعد از برجام، یک کلاف سردرگم است. قرار بود این کلاف در آن شیوه نامه هایی که اروپا و آمریکا می نویسند باز شود. آنها تعهد کرده بودند که در تدوین این شیوه نامه ها با ایران مشورت کنند.
او با بیان اینکه در طول سه ماه گذشته با یک تیم چند نفره مذاکراتی شد، گفت: شنبه گذشته این مذاکرات به جمع بندی رسید که مجموعه ای از آیین نامه های بسیار مفصل و طولانی است. شاید نزدیک به ۲۰۰ صفحه بسیار جزیی که آنچه در صحنه عمل اتفاق می افتد را توضیح داده است.
معاون امور حقوقی و بین المللی وزارت خارجه ادامه داد: هم در شیوه نامه های اروپا و هم آمریکا بخش بزرگی مربوط به سوال و جواب است و سوال های محتمل و جواب آنها مطرح شده است. در اینجا نحوه برداشته شدن تحریم ها و آن حوزه هایی که بنگاه های اقتصادی و کشورها می توانند با ایران کار کنند توضیح داده شده است. خواندن خود برجام تکلیف یک شرکت را روشن نمی کند که چطور می تواند با ایران کار کند اما این شیوه نامه با متنی ساده تر این کار را انجام می دهد. یکی از تداخل های تحریم ها، تداخل تحریم های اولیه و ثانویه آمریکا است که تحریم های ثانویه مربوط به کشورها و افراد دیگری جز آمریکاست.
عراقچی تصریح کرد: این سوال و جواب های صورت گرفته، لیست بسته ای هم نیست و می تواند ادامه داشته باشد و سوالات جدید نیز در آن درج شود. یکی از نگرانی های جدی ما این بود که برداشته شدن تحریم ها که روی کاغذ درج می شود در عمل هم می تواند صورت گیرد یا خیر که با تهیه این شیوه نامه این اتفاق رخ می دهد.
عراقچی تصریح کرد: حتی حوزه هایی که نمی توانند با ایران کار کنند نیز به طور مشخص بیان شده است که به اعتقاد ما حتی این هم اعتمادزا است.
او نگرانی دیگری که وجود داشت را حرکاتی دانست که کنگره آمریکا آغاز کرده بود و ظرف چند هفته گذشته قوانینی را طراحی و پیشنهاد داده بود و افزود: آن کسانی که در طول مذاکرات تمام سعی خود را کردند که برجام به نتیجه نرسد حرکات جدیدی آغاز کرده اند تا جمهوری اسلامی ایران نتواند از میوه های برجام بهره مند شود. این نیز یکی از چالش های ماست. اتفاق بزرگی که دیروز در این زمینه رخ داد، بیانیه ای است که دفتر رئیس جمهوری آمریکا صادر کرد. در این بیانیه به صراحت گفته شده است که در صورت تصویب قانون ۳۶۶۲ یا هر قانون دیگری که اجرای برجام را با مانع روبه رو کند رئیس جمهور آمریکا آن را وتو خواهد کرد.
عراقچی با اشاره به بحث ویزا و لغو روادید در کنگره آمریکا بیان کرد: دو لابی قوی صهیونیست ها و عربستان در دو سال گذشته علیه برجام تلاش های بسیاری انجام دادند کاری که آنها در رابطه با ویزا انجام داده اند این بود که در لحظه آخر این قانون را وارد قانون بودجه آمریکا کردند تا رئیس جمهور نتواند آن را وتو کند، چراکه در آن صورت کل قانون بودجه آمریکا وتو می شد. در برابر آن جان کری، وزیر خارجه آمریکا در نامه ای که در این زمینه به ایران نوشت، ذکر کرد؛ این قانون را به گونه ای اجرا خواهیم که موجب نقض برجام نشود.
او با بیان اینکه تعهد بزرگ دیگری که آنها در برجام داشتند، بسته شدن PMD بود، گفت: PMD یکی از پیچیده ترین پرونده های سیاسی ایران است. ۱۲ قطعنامه شورای حکام وجود دارد که می گوید این یک امر حیاتی و فوری است که ایران باید در آن راستا همکاری کند. به همین دلیل مراحل پیچیده ای طی شد تا در نهایت به جایی رسیدیم که برخلاف باور بسیاری، پرونده PMD طبق قطعنامه صادرشده از شورای حکام بسته شد. این موضوع تا اندازه ای مهم بود که ما دو تعهد خود در مورد آب سنگین اراک و خروج مواد را موکول به بسته شدن PMD کردیم.
دیپلمات کشورمان نگرانی دیگر در زمینه اجرای برجام را بحث تحریم های موشکی ایران دانست و اظهار کرد: نگرانی این بود که آیا دامنه برجام، برنامه موشکی ایران را در بر می گیرد یا خیر؟ تردیدهایی در این زمینه وجود داشت و نگرانی مهمی نیز به شمار می رفت. توضیحات ما شاید برای برخی قانع کننده نبود اما تست موشک عماد به همه تردیدها پایان داد. بعد از تست موشک هم آمریکا و هم اروپا به صراحت اعلام کردند برنامه موشکی ایران تناقضی با برجام ندارد. گرچه آن را محکوم کردند اما این نکته را تأیید کردند که برنامه موشکی ایران برجام را نقض نمی کند.
او افزود: واقعیات رخ داده در چند ماه گذشته نشان می دهد که طرف مقابل به تعهدات خود پایبند بوده است و ما نیز تعهدات خود را انجام داده ایم. ما ذخایر خود را به روسیه فروختیم و در مقابل ۲۰۰ تن کیک زرد گرفتیم. خود این اتفاق که برای اولین بار بعد از انقلاب اسلامی ما توانستیم کیک زرد خریداری کنیم موضوع مهمی است. تعداد سانتریفیوژها نیز باید به عدد محدودی می رسید و موارد دیگری که در حال انجام است.
او با تأکید بر اینکه ظرف چند روز آینده این مرحله به اتمام خواهد رسید، گفت: قرار است که آژانس تا روز جمعه به راستی آزمایی فعالیت های ایران خاتمه دهد و گزارش نهایی خود را درباره عمل ایران به تعهداتش ارائه کند.
عراقچی تصریح کرد: تعهدات هر دو طرف انجام شده است و ظرف چند روز آینده تمام می شود. فکر می کنم تا روز شنبه الی یکشنبه به آخر خط می رسیم و روز اجرایی شدن را اعلام خواهیم کرد. نحوه کار به این شکل است که حتی در بیانیه ای به وسیله خانم موگرینی این موضوع اعلام می شود و ممکن است این اعلام با تشریفاتی نیز همراه باشد، اما کار اصلی، بیانیه مشترکی است که دو طرف ارائه خواهند داد.
ایران ظرف ۱۵ سال به غنی سازی صنعتی و تجاری می رسد
معاون امور حقوقی و بین المللی وزارت خارجه ادامه داد: موضوع مهمی که می خواهم بیان کنم این است که اگر معتقدیم طرف مقابل به تعهدات خود پایبند بوده است این پایبندی به تعهدات آنها از کجا ناشی شده است؟ آنچه باعث شده است که طرف های ما پای میز مذاکره آیند و به توافق برسند. توافقی که در آن برنامه هسته ای ایران از جمله غنی سازی که از نظر شورای امنیت ممنوعه بود، مشروع شود و امروز حتی تشویق می کنند که با ایران وارد همکاری صلح آمیز هسته ای شوید. زمینه شماره ۳ برجام عناوین پروژه هایی را ذکر می کنند که شرکت ها تشویق شده اند در آن زمینه ها با ایران همکاری داشته باشند. غنی سازی ای که ظرف ۱۵ سال به سطح صنعتی خواهد رسید. این موضوع در ۱۰ سال اول با محدودیت هایی روبه روست که در برجام کاسته شده است. پس از ۱۰ سال، شروع به جهش خواهد کرد و در سال پانزدهم به غنی سازی صنعتی و تجاری خواهیم رسید. آقای نتانیاهو در زمانی که از این موضوع عصبانی بود بیان کرده بود که ۱۰-۱۵ سال برای کشوری که تاریخی چهار هزار ساله دارد یک چشم بر هم زدن است.
او با اشاره به تعبیر دکتر افتخاری، یکی از اساتید علوم سیاسی اظهار کرد: اگر کسی در ایران به دنبال بمب هسته ای باشد برجام بدترین توافق و اگر به دنبال انرژی صلح آمیز هسته ای باشد برجام بهترین برنامه است. آنچه موجب شد طرف مقابل به تعهدات خود در برجام پایبند باشد قدرت و اقتدار درونی جمهوری اسلامی ایران است که ما را به اینجا رسانده است.
قدرت درونی ایران موجب پایبندی طرف مقابل به تعهداتش در برجام شد
عراقچی ادامه داد: این یک واقعیت میدانی ایجاد کرد که طرف مقابل مجبور شد پای میز مذاکره آید. ما از نظر اقتصادی از تحریم های سال های اخیر صدمه بسیاری دیدیم اما به زانو در نیامدیم و آنگونه که آنها می خواستند این تحریم ها برای ما فلج کننده نشد. ایران در بعد نظامی به مرحله ای رسید که حتی کسی نتواند فکر حمله به ما را نکند. اگر آنها از حمله نظامی ناامید نمی شدند پای میز مذاکره نمی آمدند و به تعهدات خود نیز پایبند نبودند. تا زمانی که این قدرت های درونی حفظ شود برجام محکم، مستقر و اجرایی خواهد ماند.
این دیپلمات کشورمان افزود: چرا آنها حاضر شدند برای تبدیل اراک به اراک جدید و مدرن تری که خطر کمتری دارد با ما همکاری کنند. برای اینکه می دانند اگر همکاری نکنند که اراک صلح آمیز مدنظرشان ایجاد نشود، ایران کار خود را می کند و توان آن را دارد. سند پایبندی آنها به تعهداتشان توانایی های درونی ماست.
او با اشاره به دستگیری ملوانان آمریکایی و حل سریع موضوع در رابطه با آزادی آنها اظهار کرد: این نشان دهنده اقتدار جمهوری اسلامی ایران است که در بدترین شرایط نیز از امنیت خود کوتاه نمی آید.
برجام توان دیپلماسی ایران را به منصه ظهور آورد
عراقچی با بیان اینکه از برکات برجام این است که یکی از مولفه های قدرت در جمهوری اسلامی ایران را کشف کرد و به منصه ظهور درآورد، گفت: آن نیز توان دیپلماسی جمهوری اسلامی ایران است. هر کشوری از مولفه های قدرت برخوردار است که شامل دو دسته می شوند. مولفه های خدادادی قدرت مانند جغرافیا، جمعیت، موقعیت ژئوپلیتیکی و …، دسته دیگر نیز مولفه های اکتسابی مانند توانایی نظامی هستند. کشورها تلاش می کنند و این توانایی را برای خود ایجاد می کنند که اگر نتوانند ایجاد کنند آن را از دست داده است. توانایی اقتصادی، علمی و توان دیپلماتیک نیز موارد دیگری از مولفه های قدرت اکتسابی هر کشور به شمار می روند.
دیپلماسی بدون قدرت ضعیف و قدرت بدون دیپلماسی، کور است
او در توضیح توان دیپلماتیک یک کشور گفت: توان دیپلماتیک یک کشور این است که کشوری بتواند قدرت خود را در عرصه بین المللی نقد نکند. به تعبیر برخی اساتید علوم سیاسی، دیپلماسی بدون قدرت ضعیف است. اگر حرف یک دیپلمات متکی به منابع قدرت پشت سر آن باشد برنده است. دیپلماسی بدون قدرت ضعیف است اما قدرت بدون دیپلماسی، کور است. قدرت بدون دیپلماسی ممکن است کشور را به سمت خطر ببرد. به طور مثال در حادثه دیشب ن نقض حریم دریایی ایران توسط ملوانان آمریکایی بلافاصله از طریق کانال های دیپلماتیک مشخص شد که جریان چه بوده است که اگر این کانال های دیپلماتیک نبود و طرف مقابل از طرف رسانه و ما نیز از طرف رسانه وارد عمل می شدیم وارد بحرانی می شدیم که نمی دانستیم چطور باید آن را کنترل کرد. به این طریق موضوعی که می توانست به یک بحران تبدیل شود به واسطه دیپلماسی به بهترین شکل حل و فصل شد.
دیپلمات کشورمان دیپلماسی را یک هنر و توانایی خواند و افزود: به این شکل نیست که بتوان با هر شکلی با دیگران ارتباط برقرار کرد. دیپلمات های فعلی نیز محصول ۳۵ سال تجربه دیپلماتیک کشور هستند و از این روی است که می توانند در برابر چند قدرت جهانی قرار بگیرند و وارد مذاکره شوند. این ناشی از توان دیپلماتیکی است که در دیپلماسی جمهوری اسلامی ایران انباشته شده است. توانایی های دیپلماتیک کشور که دیپلمات های توانا تنها بخشی از آن هستند را نباید دست کم گرفت. در موضوع برجام این توان جمهوری اسلامی ایران خود را به بهترین وجه نشان داد.
گفتمان ضدسلطه ایران در دنیا حرفی برای گفتن دارد
او خاطرنشان کرد: مولفه های خدادادی با اکتسابی ها جمع و در سه مولفه ذهن استراتژیک، اراده سیاسی و گفتمان ضرب می شوند. به اعتقاد من همه اینها در جمهوری اسلامی ایران جمع شده است. ما از گفتمان ضدسلطه ای برخوردار هستیم که در دنیا حرفی برای گفتن دارد.
عراقچی افزود: برجام بعضی نقطه ضعف های ما در مولفه اقتصادی را پوشش می دهد و وزنه های تحریم را از دوش جمهوری اسلامی ایران برمی دارد. برجام، موانع را برمی دارد اما اینکه از فرصت ایجادشده چطور برای شکوفایی اقتصادی استفاده شود بحث دیگری است. به شخصه واقعا امیدوار هستم و فکر می کنم جمهوری اسلامی ایران در مسیر یک قدرت فراتر از حتی منطقه ای را در آینده طی می کند. ان شاء الله ما در دوران پسابرجام با قدرت و قوت بیشتری به سمت تبدیل شدن به یک بازیگر جدی بین المللی و یک قدرت بزرگ بین المللی حرکت خواهیم کرد.
در ادامه نشست پرسش هایی از طرف شرکت کنندگان مطرح شد که دکتر عراقچی پاسخ آنها را ارائه کرد.

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

شما اینجا هستید: خانه