قرآن و عترت

سلام علی آل یاسین...(294)

مقدمه نشریه هادی شماره 107

السلام علیکم یا اهل بیت النبوه و

...

أشهدُ أنّ لا إله إلاّ الله وحده لاشريك له كما شهد الله لنفسه و شهدت له ملائكته وأولو العلم من خلقه لا إله إلاّ هو العزيز الحكيم؛؛

....

شهادت «اللَّه» بر الوهيت

سلام علی آل یاسین...(293)

مقدمه نشریه هادی شماره 106

السلام علیکم یا اهل بیت النبوه

....

أشهدُ أنّ لا إله إلاّ الله وحده لاشريك له كما شهد الله لنفسه و شهدت له ملائكته وأولو العلم من خلقه لا إله إلاّ هو العزيز الحكيم؛

شهادت مي‏دهم كه جز خداي يگانه، معبود ديگري نيست، بي‏همتايي كه شريكي براي او وجود ندارد، همان گونه كه ذات اقدس او شهادت مي‏دهد و همان گونه كه ملائكه او و دانش‏پيشگان از مخلوقاتش شهادت مي‏دهند. معبودي غير از او كه توانا و حكيم است، وجود ندارد.

سلام علی آل یاسین...(292)

مقذمه نشریه هادی شماره 105

السلام علیکم یا اهل بیت النبوه و

...

وبرهانِه ورحمته الله و بركاته؛

و دليل روشن او

اصل واژه «بره» به معناي سفيد شدن و روشن گشتن است. بر اين اساس، برهان به معناي بيان حجّت و توضيح دادن آن است.سرّ اين نام‏گذاري آن است كه مدّعاي مستدل را روشن مي‏كند. راغب اصفهاني مؤكّدترين و محكم‏ترين دليل را برهان مي‏داند و معتقد است كه برهان، همواره و ناگزير مقتضي صدق و درستي مدّعاست.

مظاهر برهان

يكي از اسماي حسناي الهي «برهان» است: «يا ديّان يا برهان يا سلطان... »كه از اسماي فعلي او شمرده مي‏شود. برخي در توجيه اين نام‏گذاري گفته‌اند: برهان به معناي حجّت است و چون ذات اقدس الهي لحظه به لحظه، بر ربوبيت خويش اقامه حجت مي‏كند، اسم «برهان» بر او اطلاق شده است.آن گاه به ذكر روايتي از امام صادق(عليه‌السلام) پرداخته كه آن حضرت در مناظره خود با ماترياليست عصر خويش، عبدالكريم بن ابي‌العوجاءكه گفته بود، خدا از ما پوشيده است و ما او را نمي‏بينيم، به موارد متعددي از قدرت‏نمايي خدا اشاره كرده است؛ به گونه‌اي كه ابن ابي العوجاء گفت: گمان مي‏كردم كه ? خدا بين من و او ظاهر مي‏شود.[ شرح الاسماء الحسني، ص 62، به نقل از كافي، ج1، ص75]

اسماي فعلي الهي براي ظهور و تجلّي كردن، مظهر طلب مي‏كنند و چون ائمه اطهار(عليهم‌السلام) مظاهر اسماي الهي هستند، اسم «برهان» بر آنها نيز اطلاق مي‏شود

سلام علی آل یاسین...(291)

مقدمه نشریه هادی شماره 104

السلام علیکم یا اهل بیت النبوه و

...

ونورِه؛

...

اشارات

محجوبان از نور

نور عامّ الهي به اراده خود خداوند وابسته است و كسي اختياري در اين زمينه ندارد. اراده و مشيّت الهي به هر چيز كه تعلّق گرفت از اين نور عام بهره مي‏گيرد و پا به عرصه وجود مي‏گذارد. سرّش آن است كه قبل از تجلّي اين نور، چيزي وجود ندارد تا اختياري از خود داشته باشد. اما نور خاص، چون پس از ايجاد اشيا تعلّق مي‏گيرد، به حُسن انتخاب يا سوء اختيار افراد وابسته است؛ يعني هر كس كه بخواهد از اين نور بهره‏مند گردد، بايد خود را در معرض آن قرار دهد و زمينه آن را در خود ايجاد كند و اگر در معرض آن قرار نگيرد، مانند كسي است كه با ايجاد مانع يا پرده‏نشيني، خود را از پرتوافشاني خورشيد محروم كند؛ وگرنه خورشيد از پرتوافشاني باز نمي‌ايستد.

سلام علی آل یاسین...(290)

مقدمه نشریه هادی شماره های 102و 103

السلام علیکم یا اهل بیت النبوه و

...

وصِراطِه؛

و راه [وسيع و روشن ]او

صراط»: برخي اصل اين واژه را «سراط» (بلعيدن) دانسته‌اند ؛ بنابراين، بزرگراه را از آن جهت صراط گفته‌اند كه با فراخي و وضوحي كه دارد، گويا سالك را در كام خود مي‏كشد و او را پيش مي‏برد يا از آن جهت كه سالك با پيمودن خود، گويا آن را مي‏بلعد.

اگرچه بيشترين كاربرد «صراط» در قرآن كريم با وصف استقامت و استوا همراه است، ليكن به راه روشن و واضحي كه به دوزخ منتهي مي‏شود نيز صراط اطلاق شده است: فاهدوهم إلي صراط الجحيم.[ سوره صافات، آيه 23] بنابراين، «صراط» راه روشن و واضحي است كه انسان را به بهشت سعادت يا دوزخ شقاوت مي‏رساند و به كمك وصفي كه همراه آن است، مي‏توان مصداق آن را تعيين كرد.

 

امام، بزرگراه سعادت

سلام علی آل یاسین...(289)

مقدمه نشریه هادی شماره 101

السلام علیکم یا اهل بیت النبوه و

...

وعيبِة علمِه؛

و گنجينه‏هاي علم او

عيبة» به چيزي گفته مي‏شود كه لباس يا اشياي ديگر را در آن قرار مي‏دهند (جامه‏دان، چمدان) و از زبان سرياني گرفته شده است

مخزن علوم الهي

در عبارت‏هايي از اين زيارت به وسعت علمي ائمّه(عليهم‌السلام) اشاره شده است، ليكن آنچه در اين عبارت و مشابه آن (خزّان العلم، خزنة لعلمه) مورد توجّه قرار گرفته، گنجينه علم بودن است. بدين بيان كه برخي از افراد از علومي برخوردار و به رموزي از خلقت آگاهند، ليكن به سفره گسترده‌اي شباهت دارند كه براي هر مَحرم و نامحرمي پهن شده و همگان به طور يكسان براي بهره‏مندي از آن فراخوانده شده‌اند ، امّا ائمّه(عليهم‌السلام) چنين نيستند، بلكه صندوق علم الهي هستند كه كليد آن به دست خود آن حضرات است و چون مظهر عنده مفاتح الغيب[سوره انعام، آیه59] و  له مقاليد السماوات و الأرض يبسط الرزق لمن يشاء و يقدر إنّه بكلّ شي‏ءٍ عليم[سوره شوری، آیه12] هستند، درِ اين گنجينه را تنها براي كساني مي‏گشايند كه مصلحت بدانند.

بر اين اساس،

سلام علی آل یاسین...(288)

مقدمه نشریه هادی شماره 100

السلام علیکم یا اهل بیت النبوه و

...

وخيرته؛

و برگزيده او

خيرة» اسم ماده اختيار يا تخيّر، به معناي چيزي است كه برگزيده مي‏شود

برگزيدگان خدا

اهل بيت عصمت(عليهم‌السلام) مظهر خير مطلق الهي‌اند: «إن ذكر الخير كنتم أوّله و أصله و فرعه و معدنه و مأواه».[2] آنچه در اينجا مطرح است، اين است كه آن ذوات قدسي افزون بر خير بودن، خِيَرة و برگزيده خداوندند؛ يعني در بين خَيْرها خِيَرة و از ميان خوبان انتخاب شده‌اند.

...

وحزبه؛

و حزب او

سلام علی آل یاسین...(287)

مقدمه نشریه هادی شماره 99

السلام علیکم یا اهل بیت النبوه و

...

وبقيّة الله؛

و باقي‏ گذارده خدا

«بقيّة» بر وزن «فعيلة»، صفت مشبهه از ريشه «بقي» است كه «ة» مبالغه به آن ملحق شده است. مصدر اين ماده «بقاء» (ضدّ فناء) است: (كلّ من عليها فانٍ  و يبقي وجه ربّك... ). تقابل دو واژه در اين آيه، معناي هر دو را روشن مي‏كند؛ زيرا فنا در اين آيه به معناي رسوخ و نفوذ زوال و نيستي در حريم چيزي آمده است؛ در نتيجه بقا به معناي عدم رسوخ و نفوذ زوال و نيستي در حريم آن خواهد بود. بنابراين «بقية الله» به چيزي گفته مي‏شود كه خداي سبحان آن را به هر دليلي، باقي گذاشته و زوال و نابودي در آن راه ندارد..

باقي گذاردگان الهي

سلام علی آل یاسین...(286)

مقدمه نشریه هادی شماره 98

السلام علیکم یا اهل بیت النبوه و...

و اُولي الأمر؛

و صاحبان امر

فرمانروايان ديني

اين جمله زيارت، برگرفته از آيه شريفه (أطيعوا اللَّه و أطيعوا الرسول و أُولي الأمر منكم)[ سوره نساء، آيه 59] است. اگر غوّاصي گوهرشناس به فحص در اعماق اقيانوس وحي و نبوّت بپردازد يا خرمن شناسي ماهر به خوشه چيني از خرمن پربركت آيات مبادرت ورزد و يا اختر شناسي صاحب نظر در انوار روايات ائمه(عليهم‌السلام) جست‏وجو كند، پي خواهد برد كه بسياري از روايات، دعاها، زيارت‏ها، مناجات‏ها، حرزها و... يا همه آنها شرح و توضيح خطوط كلّي ترسيم شده در آيات قرآن كريم است؛ زيرا يكي از شئون رسالت و به تبع آن امامت، تبيين آيات الهي است: و أنزلنا إليك الذكر لتبيّن للنّاس ما نزّل إليهم.(سوره نحل آیه44)]

اطاعت اولوا الأمر از سنخ اطاعت رسول خدا صلی الله علیه و آله است؛ زيرا در اين آيه «أُولي الأمر» در كنار «الرّسول» قرار گرفته و تنها با يك فعل «أطيعوا» بيان شده است؛ يعني همان اطاعت بي‏قيد و شرطي كه در برابر رسول خدا لازم است، در برابر اولوا الأمر نيز لازم است. از اين رو آنها نيز بايد همانند آن حضرت، معصوم باشند تا از عصيان و نسيان مصون گردند؛ وگرنه لازم فرمان به اطاعت مطلق از كسي كه عصيان و نسيان در او راه دارد، تجويز ارتكاب گناه (حداقل در برخي موارد) است و چنين فرماني زيبنده ذات اقدس باري تعالي نيست: «لا طاعة لمن عصي اللَّه، إنّما الطّاعة للَّه و لرسوله و لولاة الأمر، و إنّما أمر اللَّه تعالي بطاعة الرسول لأنّه معصومٌ مطهّرٌ لا يأمر بمعصية و إنّما أمر بطاعة أُولي الأمر لأنّهم معصومون مطهّرون لايأمرون بمعصية»[ تفسير نور الثقلين، ج1، ص500]؛ اطاعت از كسي كه معصيت خدا مي‏كند، جايز نيست. همانا اطاعت (مطلق) از آنِ خدا و رسول او و واليان امر است. از آن جهت خداوند به اطاعت از رسول خود فرمان داده كه آن حضرت معصوم و مطهّر است و هرگز به معصيت امر نمي‏كند. لزوم اطاعت از اولوا الأمر نيز از همين جهت است.

تعيين مصداق

شما اینجا هستید: خانه مقاله ها قرآن و عترت