قرآن و عترت

سلام علی آل یاسین....! (253)

شعبي مي‌گويد:

روز عيد قرباني، نماز عيد را با حَجّاج بن يوسف ثقفي خواندم. وقتي از نماز برگشتم، مأمور حجّاج به سراغم آمد. هنگامي كه نزد حجّاج رفتم، ديدم سرپا نشسته و آماده حركت است. وقتي مرا ديد، گفت: اي شعبي! امروز روز عيد قربان است و من مي‌خواهم مردي از اهالي عراق را قرباني كنم. دوست دارم تو نيز همراه ما باشي، سخنش را بشنوي و بداني كه من بي‌جهت چنين كاري را نمي‌كنم.

گفتم: اي امير! آيا بهتر نيست كه با اقتدا به سنّت رسول خدا(صلّي الله عليه وآله وسلّم) و پيروي از دستور او، حيواني قرباني كني و از آنچه تصميم گرفته‌اي منصرف شوي؟

حجّاج گفت: اي شعبي! اگر تو نيز بشنوي آنچه را آن مرد عراقي مي‌گويد، كار مرا تصديق خواهي كرد؛ زيرا او به خدا و رسولش دروغ مي‌بندد و شبهه در اسلام داخل مي‌كند؟

گفتم: آيا امير صلاح مي‌داند كه مرا از اين همراهي معاف بدارد؟

سلام علی آل یاسین....! (252)

انسان كامل معصوم ، همه نصابِ اقامه امر و احياي آن را در حدّ ملكه عصمت، به نحو تمام و كمال داراست؛ يعني اگر براي نگهداري و نگهباني امر خدا شرايطي لازم است، همه آن شرايط لازم را انسان كامل به طور كمال، واجد است. اميرمؤمنان(عليه‌السلام) براي اقامه امر خدا فضايلي را لازم دانست: «لا يُقيم أمرَ الله سبحانه إلاّ مَن لايُصانع و لا يُضارع و لايتّبع المطامع»[ نهج‌البلاغه، حكمت 110.]؛ كسي امر خدا را به پا نمي‌دارد، مگر آنكه اهل ادهان و ايهان و سازش و سهل‌انگاري در احكام خدا و همسان و هماهنگ باطل‌گرايان نباشد و نيز پيرو آز و تابع حرص و طمع نباشد. نزاهت مستقرّين در امر خدا از رِجْزِ مُصانعه و رِجْسِ مضارَعه و طمعْ به خوبي معلوم است؛ لذا از آن ذوات قدسي، به عنوان مَلجَأ امر ياد شده است «هُم مَوضِعُ سِرّهِ وَ لَجَأُ أمرِهِ، وَ عَيْبةُ عِلمِهِ و مَوئِلُ حُكمِهِ و كُهُوفُ كُتُبه و جِبالُ دينه... ».[ همان، خطبه 2](ترجمه: عترت پیامبر(صلی الله علیه و آله) جایگاه اسرار خداوندی و پناهگاه فرمان الهی و مخزن علم خدا و مرجع حکم خداوند و نگهبان کتابهای آسمانی و کوههای همیشه استوار  دین خدایند....)

برگرفته از مقدمه نشریه هادی شماره 77

سلام علی آل یاسین...!(251)

نقش انسان در امر ويژه ملكوتي

انسان كامل، گذشته از حضور در ساحتِ امر (به معناي فرمان الهي) و صرف نظر از ظهور در صحنه امر (به معناي شأن و كار)، در امر ويژه (به معناي شأن ملكوتي وكار مجرّد) نيز استقرار دارد؛ به طوري كه رهبري دل‌ها، هدايت اعمال و باطن‌ها به اذن خدا به عهده اوست: و جَعَلناهم أئمّةً يهدون بأمرنا و أَوحينا إليهم فِعْلَ الخيرات... [ ـ سوره انبياء، آيه 73.]؛ يعني انسان‌هاي كامل و معصوم، گذشته از نفوذ در اوامر و امور الهي، به اذن خدا در كارهاي ملكوتي كه از نبش زمان و فرش زمين برترند، حضور دارند و رهبري آن را واجداند؛

سلام علی آل یاسین...!(250)

مقدمه نشریه هادی شماره 77

السلام علیکم یا اهل بیت النبوه و ...

والمستقرّين في أمر الله؛

استقرار يافتگان در امر خدا

بندگان خالص

اوصاف انسان از لحاظ ثبات و عدم ثبات، تابع بينش و عمل است؛ بدين معنا كه هر چه بينش آدمي و معرفت او از امري پسنديده بيشتر و در عمل كردن به آن، كوشاتر باشد، اتّصاف وي به آن صفت، شديدتر و آن صفت در وي راسخ‌تر مي‌شود. از اين‏رو، ايمان كه يكي از اوصاف نفساني است، در برخي روايات به مستقرّ و مستودع تقسيم شده و در تعريف ايمان چنين آمده است: ايمان مستقرّ، ايمان ثابت و پابرجاست، اما ايمان مستودع، ايمان عاريتي است كه روزي از دست آدمي خواهد رفت.

سلام علی آل یاسین...!(249)

قرآن كريم به عنوان كتاب سعادت آفرين و اسلام به عنوان دين حيات‌بخش، آسان به دست نيامده است، بلكه پيغمبراكرم(صلّي الله عليه وآله وسلّم) براي تلقّي، حفظ و اعلام آن، سالها رنج رسالت را تحمّل كرد؛ به‌گونه‌اي كه هيچ كس در راه هيچ هدفي به اندازهآن حضرت اذيت و آزار نشد: «ما أُوذي نبيٌ مثل ما أُوذيتُ»[ بحار، ج39، ص56.]، بنابراين، نخستين، عاقلانه‌ترين و طبيعي‌ترين انتظار از آن حضرت اين است كه براي پس از خود، چاره‌اي بينديشد تا رنج‌هاي او ابتر و بي‌حاصل نشود. اين انتظار، با وصيت آن حضرت برآورده مي‌شود. در واقع، انتخاب وصي از سوي پيامبر(صلّي الله عليه وآله وسلّم) براي استمرار رسالت و نيل به اهداف آن است. بدين ترتيب:

سلام علی آل یاسین...!(248)

درباره صلوات بايد به چند مطلب توجه كرد:

اوّلاً، انسان كامل در قوس نزول، همه كماال‌هاي وجودي را به عنوان اسماي حسناي خدا داراست؛ زيرا خداي سبحان، همه آنها را به انسان كامل تعليم و اعطا فرمود.

ثانياً، در قوس صعود كه از قلمرو تكليف، تكامل و اعتلاي مقام مي‌گذرد، متدرّجاً از نقص طبيعي مي‌رهد و به كمال فرااطبيعي مي‌رسد.

سلام علی آل یاسین...!(247)

اهمیت صلوات تمام

طلحةبن‏ عبيدالله از پيغمبراكرم(صلّي الله عليه وآله وسلّم) پرسيد: چگونه بر تو صلوات بفرستيم؟ حضرت فرمود: بگو «أللّهمّ صلّ علي‏محمد و علي آل محمد كما صلّيت علي إبراهيم و آل إبراهيم، إنّك حميد مجيد».[ الدرّالمنثور، ج6، ص648.] جلال‌الدين‏سيوطي چندين روايت ديگر ذكر كرده كه در آنها آمده است: پيغمبراكرم(صلّي الله عليه وآله وسلّم) هنگام تعليم كيفيت صلوات، صلوات بر آل را نيز اضافه كردند. ديگر مفسّران و محدّثان اهل سنّت نيز اين روايات را نقل كرده‌اند.

حتي در برخي روايات آمده است كه پيغمبراكرم(صلّي الله عليه وآله وسلّم) از صلواتي كه در آن از آل آن حضرت ياد نشده باشد، به عنوان صلوات ناقص و بريده و بي‏نتيجه ياد كردند. عالم بزرگ اهل‏ سنّت، ابن حجر عسقلاني از پيامبراكرم(صلّي الله عليه وآله وسلّم) نقل كرده است:

سلام علی آل یاسین...!(246)

امام، ميزان رضايت الهي
امام وسيله رسيدن به رضوان الهي است. اين راه با تبعيت از اوامر و نواهي آنان، به روي انسان گشوده مي‌شود. سيّد ساجدان و زينت عابدان(عليه‌السلام) در دعاي عرفه به درگاه الهي عرضه مي‌دارد:
خدايا! تو گاه‌گاهي دينت را به وسيله امامي كه او را عَلَم هدايت براي بندگان خود و منار معرفت در بلاد خويش قرار دادي، تأييد مي‌كني. البته بعد از آنكه رشته توسّل به او را به رشته خود وصل كردي، او را وسيله رسيدن به رضوان خويش قرار دادي، طاعت او را واجب كردي و از معصيتش برحذر داشتي، به فرمانبرداري از او امر كردي و از ارتكاب نهي او بازداشتي، از پيش‏دستي و نيز تأخّر از او نهي كردي (همراهي با او را لازم دانستي): «اللّهمّ إنّك أيّدت دينك في كلّ أوان بإمام أقمته عَلَماً لعبادك و مناراً في بلادك بعد أن وصلت حبله بحبلك و جعلته الذريعة إلي رضوانك و افترضت طاعته و حذّرت معصيته و أمرت بامتثال أوامره و الإنتهاء عند نهيه و ألاّ يتقدّمه متقدّم و لايتأخّر عنه متأخّر».[ صحيفه سجاديه، دعاي 47 (دعاي روز عرفه).]

برگرفته از نشریه هادی شماره 76

سلام علی آل یاسین...!(245)

مقدمه نشریه هادی شماره 76

السلام علیکم یا اهل بیت النبوه و ...
والأدلاّء علي مرضات الله؛
راهنمايان به رضايت پروردگار
تحصيل رضاي الهي، ميدان وسيعي دارد كه همه انسان‌ها، حتي معصومان(عليهم‌السلام) در آن، امكان پيشروي دارند. قرآن كريم، انگيزه حضرت اميرمؤمنان(عليه‌السلام) از عمل شجاعانه‌اش در «ليلةالمبيت» را جلب رضاي خدا مي‌داند: من الناس من يشري نفسه ابتغاء مرضات الله [سوره بقره، آيه 207.] و اساساً خطّ سيرِ زندگي ائمه اطهار(عليهم‌السلام) جز تحصيل رضاي خدا نيست. امام سجاد(عليه‌السلام) هنگامي كه به هلال ماه نگاه مي‌كرد، مي‌گفت: «...و اجعلنا مِن أرضي من طلع عليه و أزكي من نظر إليه»[ مستدرك الوسائل، ج7، ص440]، و تحصيل رضاي خدا با پيروي از حق، برپاداشتن امور ديني و انجام اعمال صالح ممكن مي‌شود و هر عمل صالحي، سهمي در اين راه دارد. هر كس كه عمل صالح بيشتري داشته باشد و در احياي دين و امور ديني، تلاش افزون‌تري كند، سهم بيشتري خواهد داشت. امام سجاد(عليه‌السلام) عرضه مي‌داشت: خدايا! در راه رضاي خود، را به عملي مشغول دار كه با آن، هيچ امري از امور دينت را ترك نكنم: «و استعملني في مرضاتك عملاً لاأترك معه شيئاً من دينك».[ صحيفه سجاديه، دعاي 54.]

شما اینجا هستید: خانه مقاله ها قرآن و عترت