قرآن و عترت

سلام علی آل یاسین...!(251)

نقش انسان در امر ويژه ملكوتي

انسان كامل، گذشته از حضور در ساحتِ امر (به معناي فرمان الهي) و صرف نظر از ظهور در صحنه امر (به معناي شأن و كار)، در امر ويژه (به معناي شأن ملكوتي وكار مجرّد) نيز استقرار دارد؛ به طوري كه رهبري دل‌ها، هدايت اعمال و باطن‌ها به اذن خدا به عهده اوست: و جَعَلناهم أئمّةً يهدون بأمرنا و أَوحينا إليهم فِعْلَ الخيرات... [ ـ سوره انبياء، آيه 73.]؛ يعني انسان‌هاي كامل و معصوم، گذشته از نفوذ در اوامر و امور الهي، به اذن خدا در كارهاي ملكوتي كه از نبش زمان و فرش زمين برترند، حضور دارند و رهبري آن را واجداند؛

سلام علی آل یاسین...!(250)

مقدمه نشریه هادی شماره 77

السلام علیکم یا اهل بیت النبوه و ...

والمستقرّين في أمر الله؛

استقرار يافتگان در امر خدا

بندگان خالص

اوصاف انسان از لحاظ ثبات و عدم ثبات، تابع بينش و عمل است؛ بدين معنا كه هر چه بينش آدمي و معرفت او از امري پسنديده بيشتر و در عمل كردن به آن، كوشاتر باشد، اتّصاف وي به آن صفت، شديدتر و آن صفت در وي راسخ‌تر مي‌شود. از اين‏رو، ايمان كه يكي از اوصاف نفساني است، در برخي روايات به مستقرّ و مستودع تقسيم شده و در تعريف ايمان چنين آمده است: ايمان مستقرّ، ايمان ثابت و پابرجاست، اما ايمان مستودع، ايمان عاريتي است كه روزي از دست آدمي خواهد رفت.

سلام علی آل یاسین...!(249)

قرآن كريم به عنوان كتاب سعادت آفرين و اسلام به عنوان دين حيات‌بخش، آسان به دست نيامده است، بلكه پيغمبراكرم(صلّي الله عليه وآله وسلّم) براي تلقّي، حفظ و اعلام آن، سالها رنج رسالت را تحمّل كرد؛ به‌گونه‌اي كه هيچ كس در راه هيچ هدفي به اندازهآن حضرت اذيت و آزار نشد: «ما أُوذي نبيٌ مثل ما أُوذيتُ»[ بحار، ج39، ص56.]، بنابراين، نخستين، عاقلانه‌ترين و طبيعي‌ترين انتظار از آن حضرت اين است كه براي پس از خود، چاره‌اي بينديشد تا رنج‌هاي او ابتر و بي‌حاصل نشود. اين انتظار، با وصيت آن حضرت برآورده مي‌شود. در واقع، انتخاب وصي از سوي پيامبر(صلّي الله عليه وآله وسلّم) براي استمرار رسالت و نيل به اهداف آن است. بدين ترتيب:

سلام علی آل یاسین...!(248)

درباره صلوات بايد به چند مطلب توجه كرد:

اوّلاً، انسان كامل در قوس نزول، همه كماال‌هاي وجودي را به عنوان اسماي حسناي خدا داراست؛ زيرا خداي سبحان، همه آنها را به انسان كامل تعليم و اعطا فرمود.

ثانياً، در قوس صعود كه از قلمرو تكليف، تكامل و اعتلاي مقام مي‌گذرد، متدرّجاً از نقص طبيعي مي‌رهد و به كمال فرااطبيعي مي‌رسد.

سلام علی آل یاسین...!(247)

اهمیت صلوات تمام

طلحةبن‏ عبيدالله از پيغمبراكرم(صلّي الله عليه وآله وسلّم) پرسيد: چگونه بر تو صلوات بفرستيم؟ حضرت فرمود: بگو «أللّهمّ صلّ علي‏محمد و علي آل محمد كما صلّيت علي إبراهيم و آل إبراهيم، إنّك حميد مجيد».[ الدرّالمنثور، ج6، ص648.] جلال‌الدين‏سيوطي چندين روايت ديگر ذكر كرده كه در آنها آمده است: پيغمبراكرم(صلّي الله عليه وآله وسلّم) هنگام تعليم كيفيت صلوات، صلوات بر آل را نيز اضافه كردند. ديگر مفسّران و محدّثان اهل سنّت نيز اين روايات را نقل كرده‌اند.

حتي در برخي روايات آمده است كه پيغمبراكرم(صلّي الله عليه وآله وسلّم) از صلواتي كه در آن از آل آن حضرت ياد نشده باشد، به عنوان صلوات ناقص و بريده و بي‏نتيجه ياد كردند. عالم بزرگ اهل‏ سنّت، ابن حجر عسقلاني از پيامبراكرم(صلّي الله عليه وآله وسلّم) نقل كرده است:

سلام علی آل یاسین...!(246)

امام، ميزان رضايت الهي
امام وسيله رسيدن به رضوان الهي است. اين راه با تبعيت از اوامر و نواهي آنان، به روي انسان گشوده مي‌شود. سيّد ساجدان و زينت عابدان(عليه‌السلام) در دعاي عرفه به درگاه الهي عرضه مي‌دارد:
خدايا! تو گاه‌گاهي دينت را به وسيله امامي كه او را عَلَم هدايت براي بندگان خود و منار معرفت در بلاد خويش قرار دادي، تأييد مي‌كني. البته بعد از آنكه رشته توسّل به او را به رشته خود وصل كردي، او را وسيله رسيدن به رضوان خويش قرار دادي، طاعت او را واجب كردي و از معصيتش برحذر داشتي، به فرمانبرداري از او امر كردي و از ارتكاب نهي او بازداشتي، از پيش‏دستي و نيز تأخّر از او نهي كردي (همراهي با او را لازم دانستي): «اللّهمّ إنّك أيّدت دينك في كلّ أوان بإمام أقمته عَلَماً لعبادك و مناراً في بلادك بعد أن وصلت حبله بحبلك و جعلته الذريعة إلي رضوانك و افترضت طاعته و حذّرت معصيته و أمرت بامتثال أوامره و الإنتهاء عند نهيه و ألاّ يتقدّمه متقدّم و لايتأخّر عنه متأخّر».[ صحيفه سجاديه، دعاي 47 (دعاي روز عرفه).]

برگرفته از نشریه هادی شماره 76

سلام علی آل یاسین...!(245)

مقدمه نشریه هادی شماره 76

السلام علیکم یا اهل بیت النبوه و ...
والأدلاّء علي مرضات الله؛
راهنمايان به رضايت پروردگار
تحصيل رضاي الهي، ميدان وسيعي دارد كه همه انسان‌ها، حتي معصومان(عليهم‌السلام) در آن، امكان پيشروي دارند. قرآن كريم، انگيزه حضرت اميرمؤمنان(عليه‌السلام) از عمل شجاعانه‌اش در «ليلةالمبيت» را جلب رضاي خدا مي‌داند: من الناس من يشري نفسه ابتغاء مرضات الله [سوره بقره، آيه 207.] و اساساً خطّ سيرِ زندگي ائمه اطهار(عليهم‌السلام) جز تحصيل رضاي خدا نيست. امام سجاد(عليه‌السلام) هنگامي كه به هلال ماه نگاه مي‌كرد، مي‌گفت: «...و اجعلنا مِن أرضي من طلع عليه و أزكي من نظر إليه»[ مستدرك الوسائل، ج7، ص440]، و تحصيل رضاي خدا با پيروي از حق، برپاداشتن امور ديني و انجام اعمال صالح ممكن مي‌شود و هر عمل صالحي، سهمي در اين راه دارد. هر كس كه عمل صالح بيشتري داشته باشد و در احياي دين و امور ديني، تلاش افزون‌تري كند، سهم بيشتري خواهد داشت. امام سجاد(عليه‌السلام) عرضه مي‌داشت: خدايا! در راه رضاي خود، را به عملي مشغول دار كه با آن، هيچ امري از امور دينت را ترك نكنم: «و استعملني في مرضاتك عملاً لاأترك معه شيئاً من دينك».[ صحيفه سجاديه، دعاي 54.]

سلام علی آل یاسین...!(244)

ممكن است از ظاهر «من اتّبعني» در آيه 108 سوره يوسف استفاده شود كه هر كس از پيغمبراكرم(صلّي الله عليه وآله وسلّم) تبعيت كند، شريك دعوت او شمرده مي‌شود، ليكن با توجه به اينكه دعوت آن حضرت، به توحيد خالص و ايمان محض است و آيه پيش از آيه مزبور، اكثر مدعيان ايمان را گرفتار شرك خفي دانسته: (و ما يؤمن أكثرهم بالله إلاّ و هم مشركون)[ سوره يوسف، آيه 106.]، معلوم مي‌شود هر مؤمني تابع محض آن حضرت و شريك كامل در دعوت او نيست. شريك كامل در دعوت پيامبراكرم(صلّي الله عليه وآله وسلّم) كسي است كه عالم به مقام ربوبي، داراي بصيرت و يقين كامل و نجات يافته از شرك مستور باشد. از اين رو در برخي روايات عنوان تابعان مذكور در اين آيه، بر اميرمؤمنان و ساير ائمه(عليهم‌السلام) تطبيق شده است: «ذاك رسول‌الله صلّي‌الله عليه و آله و سلّم و أميرالمؤمنين عليه‌السلام و الأوصياء من بعدهما».[ تفسير نور الثقلين، ج2، ص476.]

برگرفته از نشریه هادی شماره 75

سلام علی آل یاسین...!(243)

ذات اقدس الهي، نخستين دعوت كننده انسان است كه در يك فراخوان عمومي، همه بندگانش را به سوي خود فراخوانده است: (و الله يدعوا إلي دارالسّلام)[ سوره يونس، آيه 25.]. ازاين‏رو ظالمان در روز قيامت، چون احساس مي‌كنند دعوت خدا را بي‌پاسخ گذاشته‌اند، مهلتي مي‌خواهند تا آن را اجابت كنند: (فيقول الّذين ظلموا ربّنا أخّرنا إلي أجل قريب نُجب دعوتك)[ سوره ابراهيم، آيه 44.]، ليكن همه انسان‌ها نمي‌توانند سخن خدا و دعوت او را به صورت مستقيم بشنوند؛ چنان‌كه شنيدن سخن فرشتگان ميسور همگان نيست. از اين رو وجود انسان‌هاي برجسته‌اي كه بتوانند واسطه بين خلق و خالق باشند و دعوت خدا را به بندگانش ابلاغ كنند، ضرورت مي‌يابد. اين انسان‌هاي برجسته، همان انبياي الهي و جانشينان معصوم آنانند كه اين مأموريت را انجام دادند.(برگرفته از نشریه هادی شماره 75)

شما اینجا هستید: خانه مقاله ها قرآن و عترت