قرآن و عترت

سلام علی آل یاسین..! (274)

مقدمه نشریه هادی شماره 88

السلام علیکم یا اهل بیت النبوه و ...

والمظهرين لأمر الله و نهيه؛

و آشكاركنندگان امر و نهي خدا

«مُظهرين» جمع مُظهر، اسم فاعل باب افعال از ريشه «ظهر» است. اصل واژه ظهر به معناي پشت (مقابل بطن) است و چون پشت انسان يا حيوان (بر خلاف بطن و شكم) داراي دو ويژگي عمده «آشكار بودن» و «مظهر قدرت بودن» است، اين واژه در اين معنا استعمال شده است. وسط روز را از آن جهت «ظُهر» گفته‌اند كه آشكارترين و روشن‌ترين وقت روز است؛ چه اينكه نزديك آن را «ضُحي» گويند. بنابراين، مُظهرين به معناي آشكاركنندگان است.

آشكاركنندگان فرمان‌هاي الهي

سلام علی آل یاسین...!(273)

اكتناه ذات پاك خداوند، جز براي خود او، مقدورِ كسي نيست وهمه بحث‌هاي خداشناسي، بر محور اسما و صفات خداست. در اين مرحله نيز هر كسي به قدر توان و استعداد خويش، او را وصف مي‌كند. از اين رو خدااشناسان، داراي مراتبي مختلف هستند: 

تو را چنان كه تويي هر نظر كجا بيند      به قدر بينش خود هر كسي كند ادراك

و قرآن كريم نيز حريم كبريايي حق تعالي را از وصفِ واصفان، منزّه دانسته است، ليكن اين توفيق را رفيق مخلَصين مي‌داند كه با توجّه به قرب و نزديكي‌شان، مجاز به وصف او هستند: سبحان الله عمّا يصفون إلاّعباد الله المخلَصين.[ سوره صافات، آيات 159 ـ 160] بيانات رسا و بلندي از ائمه اطهار(عليهم‌السلام) درباره خداشناسي و مباحث توحيدي رسيده است. اين بيانات بلند و مخصوصاً بيانات عميق اميرِ بيان(عليه‌السلام) در نهج‌البلاغه[1] و غير آن، از چنان اوج و عظمتي برخوردار است كه اگر ائمه(عليهم‌السلام) نمي‌بودند، اين معارف بلند، هرگز شكار كسي نمي‌شد و جامعه بشري، نه تنها توان پشت سرگذاشتن كلاس‌هاي آغازينِ توحيد را نداشت، بلكه از جهل مركّبِ خويش نيز خارج نمي‌شد و نمي‌توانست بفهمد كه چنين معارف عميقي وجود دارد :

تسنیم(گردان قم) نشریه هادی شماره 87

أعوذ بالله من الشيطان الرجيم

اِنَّ الَّذينَ كَفَروا لَن تُغنِي عَنهُم اَموالُهُم ولااَولادُهُم مِنَ اللهِ شَيْئاً وأُولئِكَ هُم وقودُ النّار (10)

كافران به جاي اعتقاد و اعتماد به خدا اموال و اولادشان را مايه دلگرمي خويش و خود را از خدا و دستاورد وحي بي‏نياز مي‏پندارند و خداي سبحان، سستي اين پندار را گوشزد مي‏فرمايد تا اتمام حجّتي بر كافران باشد و برخي از اهل ايمان را كه مرعوب ثروت و نيروي انساني آنان مي‏شدند، به اين اصل اساسي آگاه سازد كه دارايي‏ها و فرزندان كافران در برابر اراده خلل ناپذير ذات اقدس پروردگار هرگز نمي‏تواند از كارشان گره بگشايد و آنان در عذاب دردناك فقر و دوري از رحمت خداوندي مي‏سوزند و آتش‏زنه يا آتش‏گيره دوزخ‏اند.

سلام علی آل یاسین..! (272)

مقدمه نشریه هادی 87

السلام علیکم یا اهل بیت النبوه و ...

والمخلصين في توحيد الله؛ 

و مخلصان در توحيد خدا

اخلاص در توحيد

سلام علی آل یاسین...!(271)

                                                                                  مقدمه نشریه هادی شماره 86

السلام علیکم یا اهل بیت النبوه و ...

والمخلصين في توحيد الله؛

و مخلصان در توحيد خدا

فطري بودن توحيد

تسنیم قم نشریه هادی شماره 86

أعوذ بالله من الشيطان الرجيم

رَبَّنا لاتُزِغ قُلوبَنا بَعدَ اِذ هَدَيتَنا وهَب لَنا مِن لَدُنكَ رَحمَةً اِنَّكَ اَنتَ الوَهّاب (8)

 رَبَّنا اِنَّكَ جامِعُ النّاسِ لِيَومٍ لارَيبَ فيهِ اِنَّ اللهَ لايُخلِفُ الميعاد (9)

راسخان در علم كه همواره به ياد قيامت‏اند، از آن جهت كه لبيب و متذكّرند، همه نعمت‏ها را حدوثاً و بقائاً از خداي سبحان مي‏دانند و به خوبي خطر فتنه‏جويي را مي‏فهمند و براي رهايي از خطر انحراف دل كه بيماردلان بدان مبتلا شده‏اند، در دعا و تضرّع به درگاه خداوند مي‏گويند: رَبَّنا لاتُزِغ قُلوبَنا ، حق‏شناسي و امتنان آنان نيز چنان است كه نمي‏گويند ما خود مهتدي شديم، بلكه مي‏گويند كه خدا ما را هدايت كرد و مي‏خواهند بر هدايتشان بيفزايد آنان همواره خداوند را به عنوان گردآورنده مردم براي معاد مي‏ستايند و باور دارند كه خداوند هرگز خلف وعده نخواهد كرد.

مفردات

سلام علی آل یاسین...!(270)

انسان، عاشق كمال است و چون ائمه اطهار(عليهم‌السلام) مخلص در توحيد او هستند و جز او و كمالات او چيزي نمي‌بينند: «ما رأيتُ شيئاً إلاّرأيتُ الله قبله و بعده و معه»[ اين‌جمله، به‌نحو ارسال، به افراد مختلفي از معصوم و غير معصوم نسبت داده شده است.]، تمام عشق و محبّتشان به خداست....

خداي واحد را هيچ كس به يگانگي نستود؛ زيرا هر كس زبان به توحيد او گشوده، نخست به اثبات وجود خود پرداخته و بدين‌سان، انكار توحيد كرده است(توحيد او اگر به حمل اوّلي توحيد باشد به حمل شايع، توحيد نيست). توحيد كسي كه از وصف خداي سبحان سخن مي‌گويد، عاريتي است كه خداي واحد محض آن را ابطال مي‌كند. توحيد خداوند، همان وحدانيّتي است كه خود او در وصف خويش مي‌گويد و جز او هر كس به وصف او زبان گشايد، به الحاد گرفتار آمده است.[ اسفار، ج2، ص339؛ جامع الأسرار، ص72.]  آنچه در معرفة الله مقدور بشر است، آگاهي از صفات سلبي و ثبوتي خداست، امّا اطّلاع از حقيقت ذات مقدّس او مقدور فرشتگان مقرّب و انبياي مرسل نيست، چه رسد به ديگران. در احاديث آمده است:

سلام علی آل یاسین...!(269)

مراتبي از توحيد و خداشناسي براي عموم قابل فهم است و همگان مأمور به شناخت آن مقدار و اعتقاد بدان هستند، ليكن درجات بالاتر آن، از مسائل عميق و دقيقي است كه تصوّر و ادراك آن، صعب و تحليل و توجيه آن، مشكل‌تر از قضاياي متداول و مسائل عمومي است. از اين رو مراتب تلطيف شده و عالي آن در حدّي است كه جز اوحدي از مردم و زبدگان و نخبگان ميدان معرفتي، بدان دسترسي ندارند.

استاد علاّمه طباطبايي مي‌فرمودند:

سلام علی آل یاسین...!(268)

اصل توحيد و مبرّا كردن حضرت حق از هرگونه شريك و انبازي، وظيفه عمومي است و هر موحّدي تا حدودي به اين وظيفه عمل مي‌كند، ليكن براي توحيد مراتبي است كه موحّدان در نيل به آنها يكسان نيستند؛ چون توحيد بسياري از موحّدان با درجه‌اي از ناخالصي همراه است؛ در نتيجه، به همان مقدار از توحيد ناب و خالص دور مي‌شود. اما ائمه اطهار(عليهم‌السلام) در مرتبه‌اي از توحيد هستند كه هيچ گونه آغشتگي و ناخالصي در آن وجود ندارد و اين، همان توحيد ناب و خالص است. بدين ترتيب، آنها در توحيد مخلص هستند و اين خلوص، در همه مراحل توحيدِ ذات، صفات، افعال، عبادت و... وجود دارد. لذا مُخْلَص هم خواهند بود؛ يعني خداوند در بين مُخلِصين، آنان را استخلاص مي‌كند و براي خود خالصاً برامي‌گزيند.

برگرفته از مقدمه نشریه هادی شماره 85

شما اینجا هستید: خانه مقاله ها قرآن و عترت