قرآن و عترت

سلام علی آل یاسین...!(270)

انسان، عاشق كمال است و چون ائمه اطهار(عليهم‌السلام) مخلص در توحيد او هستند و جز او و كمالات او چيزي نمي‌بينند: «ما رأيتُ شيئاً إلاّرأيتُ الله قبله و بعده و معه»[ اين‌جمله، به‌نحو ارسال، به افراد مختلفي از معصوم و غير معصوم نسبت داده شده است.]، تمام عشق و محبّتشان به خداست....

خداي واحد را هيچ كس به يگانگي نستود؛ زيرا هر كس زبان به توحيد او گشوده، نخست به اثبات وجود خود پرداخته و بدين‌سان، انكار توحيد كرده است(توحيد او اگر به حمل اوّلي توحيد باشد به حمل شايع، توحيد نيست). توحيد كسي كه از وصف خداي سبحان سخن مي‌گويد، عاريتي است كه خداي واحد محض آن را ابطال مي‌كند. توحيد خداوند، همان وحدانيّتي است كه خود او در وصف خويش مي‌گويد و جز او هر كس به وصف او زبان گشايد، به الحاد گرفتار آمده است.[ اسفار، ج2، ص339؛ جامع الأسرار، ص72.]  آنچه در معرفة الله مقدور بشر است، آگاهي از صفات سلبي و ثبوتي خداست، امّا اطّلاع از حقيقت ذات مقدّس او مقدور فرشتگان مقرّب و انبياي مرسل نيست، چه رسد به ديگران. در احاديث آمده است:

سلام علی آل یاسین...!(269)

مراتبي از توحيد و خداشناسي براي عموم قابل فهم است و همگان مأمور به شناخت آن مقدار و اعتقاد بدان هستند، ليكن درجات بالاتر آن، از مسائل عميق و دقيقي است كه تصوّر و ادراك آن، صعب و تحليل و توجيه آن، مشكل‌تر از قضاياي متداول و مسائل عمومي است. از اين رو مراتب تلطيف شده و عالي آن در حدّي است كه جز اوحدي از مردم و زبدگان و نخبگان ميدان معرفتي، بدان دسترسي ندارند.

استاد علاّمه طباطبايي مي‌فرمودند:

سلام علی آل یاسین...!(268)

اصل توحيد و مبرّا كردن حضرت حق از هرگونه شريك و انبازي، وظيفه عمومي است و هر موحّدي تا حدودي به اين وظيفه عمل مي‌كند، ليكن براي توحيد مراتبي است كه موحّدان در نيل به آنها يكسان نيستند؛ چون توحيد بسياري از موحّدان با درجه‌اي از ناخالصي همراه است؛ در نتيجه، به همان مقدار از توحيد ناب و خالص دور مي‌شود. اما ائمه اطهار(عليهم‌السلام) در مرتبه‌اي از توحيد هستند كه هيچ گونه آغشتگي و ناخالصي در آن وجود ندارد و اين، همان توحيد ناب و خالص است. بدين ترتيب، آنها در توحيد مخلص هستند و اين خلوص، در همه مراحل توحيدِ ذات، صفات، افعال، عبادت و... وجود دارد. لذا مُخْلَص هم خواهند بود؛ يعني خداوند در بين مُخلِصين، آنان را استخلاص مي‌كند و براي خود خالصاً برامي‌گزيند.

برگرفته از مقدمه نشریه هادی شماره 85

تفسیر تسنیم 2 (نشریه هادی شماره 85)

بسم الله الرحمن الرحیم

أعوذ بالله من الشيطان الرجيم

هُوَ الَّذي أَنْزَلَ عَلَيْکَ الْکِتابَ مِنْهُ آياتٌ مُحْکَماتٌ هُنَّ أُمُّ الْکِتابِ وَ أُخَرُ مُتَشابِهاتٌ فَأَمَّا الَّذينَ في‏ قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ ما تَشابَهَ مِنْهُ ابْتِغاءَ الْفِتْنَةِ وَ ابْتِغاءَ تَأْويلِهِ وَ ما يَعْلَمُ تَأْويلَهُ إِلاَّ اللَّهُ وَ الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ يَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ کُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنا وَ ما يَذَّکَّرُ إِلاَّ أُولُوا الْأَلْبابِ

....

                                                                                     اشارات و لطايف

سلام علی آل یاسین...!(267)

         مقدمه نشریه هادی شماره85

السلام علیکم یا اهل بیت النبوه و ...

والمخلصين في توحيد الله؛

و مخلصان در توحيد خدا

جايگاه توحيد

توحيد خدا و يگانه دانستن او در مرحله ذات، صفات، افعال، عبادت، خوف و خشيت، رجا و اميد و ... وظيفه‌اي همگاني و نشر آن، مهم‌ترين دست آورد رسالت انبيا(عليهم‌السلام) است. از اين‏رو در فرهنگ قرآن كريم هيچ امري به اندازه آن محبوب و مورد اهتمام نيست:

سلام علی آل یاسین...!(266)

محبّت تامّ و دوستي كامل شرايطي دارد كه بايد تحصيل شود و آثاري دارد كه پس از حصول آن شرايط، بر او مترتب خواهد شد. برخي از شرايط مهم و ريشه‌اي آن عبارت از اين است كه ساحتِ دل از تعلّق به بيگانه تطهير گردد تا غيرمحبوب در آن جا نگيرد. آنگاه صحنه دل هم بايد برطرف گردد تا تمام هويّت انسانِ كاملِ مفتاقْ و مشتاقِ جمال و جلال محبوب حقيقي، رخت بربندد تا اينكه اساس هويّت محب را تجلّي محبوب فرا بگيرد در اين حال، چيزي از محب باقي نمي‌ماند، بلكه تمام حقيقتِ او را ظهور محبوب و جلوه او تأمين مي‌كند. آنچه بر اين اثر بار است، اين است كه اگر كسي به چنين مُحبّي علاقه پيدا كرد، چون هويّت شخصي او فاني و محو شده و آنچه باقي و صاحي است، تجلّي محبوب است، محبّت به او دوستي محبوب محسوب مي‌شود، نه محبّت مُحِب؛ چه اينكه در همين زيارت جامعه چنين آمده است: «... من والاكم فقد والي الله... و من اَحَبّكم فقد اَحَبّ الله».

گفتند بسي فسانه عشق / اين قصه هنوز ناتمام است[مثنوي طاقديس، ص456]

 برگرفته از مقدمه نشریه هادی شماره 84

سلام علی آل یاسین...!(265)

مقدار تأثير محبّت، مرهون قدرت محبوب است.

حضرت علي‏ ابن‌ ابي‌طالب(عليه‌السلام) از آن جهت كه همچون ساير عترت طاهرين(عليهم‌السلام) همتاي قرآن كريم است و حقيقت قرآن اگر بر كوه نازل گردد، آن كوه متلاشي مي‌شود: لو أنزلنا هذا القران علي جبلٍ لرأيته خاشعاً متصدعاً من خشيةالله[سوره حشر، آيه 21.] درباره اهميت محبّت خود فرمود: «لو أَحَبّني جَبَلٌ لتهافت»[ نهج‌البلاغه، حكمت 111.]؛ يعني اگر كوه مرا دوست داشته، باشد متلاشي مي‌شود. هرچند برخي چون شريف رضي آن را بر تحمّل مصائب شديد حمل كرده است، ليكن ظهور آن در وزين بودن محبّت آن حضرت(عليه‌السلام) همچنان محفوظ است.

برگرفته از نشریه هادی شماره 84

سلام علی آل یاسین..!(264)

مقدمه نشریه هادی شماره 84

السلام علیکم یا اهل بیت النبوه و

….

والتامین فی محبت الله

تفاوت كمال و تمام

تفسیر تسنیم 2 (نشریه هادی شماره 84)

بسم الله الرحمن الرحیم

أعوذ بالله من الشيطان الرجيم

هُوَ الَّذي أَنْزَلَ عَلَيْکَ الْکِتابَ مِنْهُ آياتٌ مُحْکَماتٌ هُنَّ أُمُّ الْکِتابِ وَ أُخَرُ مُتَشابِهاتٌ فَأَمَّا الَّذينَ في‏ قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ ما تَشابَهَ مِنْهُ ابْتِغاءَ الْفِتْنَةِ وَ ابْتِغاءَ تَأْويلِهِ وَ ما يَعْلَمُ تَأْويلَهُ إِلاَّ اللَّهُ وَ الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ يَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ کُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنا وَ ما يَذَّکَّرُ إِلاَّ أُولُوا الْأَلْبابِ

عملكرد راسخان در علم درباره متشابهات

شما اینجا هستید: خانه مقاله ها قرآن و عترت