مقالات

تفسیر شریف تسنیم سوره آل عمران (نشریه هادی شماره 102 و 103)

تولِجُ الَّيلَ في النَّهارِ وتولِجُ النَّهارَ فيالَّيلِ وتُخرِجُ الحَي مِنَ المَيِّتِ وتُخرِجُ المَيِّتَ مِنَ الحَي وتَرزُقُ مَن تَشاءُ بِغَيرِ حِساب (27)

گزيده تفسير

در اين كريمه سه نمونه از قدرت انحصاري خداي سبحان، كه مفهوم كلي آن در آيه پيشين گذشت با عبارتي كوتاه و جامع بيان شده است:

1. داخل كردن شب و روز در يكديگر با كاستن از يكي و افزودن به ديگري و بدين وسيله فصول چهارگانه را پديد آوردن كه از عوامل مهم رويش گياهان و تداوم حيات انسان و حيوان است.

2. خارج ساختن زنده از مرده و مرده از زنده كه از مصادق آن تولّد مؤمن از كافر و بالعكس است.

3. روزي دادن همه انسان‌ها متناسب با نياز و شايستگي‌شان از رزق مادي و معنوي بي‌شمار در دنيا و آخرت بودن اينكه كسي مستحق اندكي از آن يا قادر به جبران بخشي از آن باشد.

از نظر عرف و لغت هر چيز سومند به حال انسان رزق شمرده مي‌شود، بنابراين افزون بر ارزاق مادي بهره‌هاي معنوي مانند عزت، كرامت، علم و نبوت همگي رزق انسان‌اند.

خداي سبحان بر اساس كوشش انسان رزق نمي‌دهد. آري كوشش آدمي لازم است؛ ولي رزق خدا بي‌حساب است.

تفسیر شریف تسنیم سوره بقره(نشریه هادی شماره102 و 103)

آیه 51- و اذ واعدنا موسى اربعين ليلة ثم اتخدتم العجل من بعده و انتم ظالمون

آیه 52- ثم عفونا عنكم من بعد ذلك لعلكم تشكرون

تناسب آیات

پس از رهایی بنی اسرائیل از چنگال فرعون نیاز به قانونی برای اداره جامعه بود. خداوند با دعوت موسی به کوه طور زمینه را برای دریافت این قانون فراهم کرد. خداوند برای ابلاغ وحی به حضرت موسی یک اربعین ریاضت و خودسازی برای او در نظر گرفت. بنی اسرائیل در برابر چنین نعمت عظیمی کفران نعمت کرده و گوساله پرست شدند و مورد غضب خداوند قرار گرفتند.

مواعده

واعدنا به معنای قرارداد طرفینی میان خداوند و حضرت موسی بود. خداوند به حضرت موسی وعده ابلاغ تورات داد. و حضرت موسی نیز وعده آمدن به کوه طور داد.

نکاتی درباره اربعین

1-وعده خدا و حضرت موسی یکی بوده و عبارت است از پایان یافتن ۴۰ روز

2-خصوصیت عدد اربعین به دلیل این که امری جزئی است تنها با دلیل نقلی قابل اثبات است. در این باره قول معصوم معتبر و حجت است

3-علت تعبیر شبانه روز به شب در این آیه برخورداری شب از پایگاه مستحکمی در جهت معنویت و عبادت است

4- احتمالا اربعین حضرت موسی ماه ذی القعده و دهه اول ماه ذی الحجه بود.

5-درخواست حضرت موسی از خدا رویت قلبی و نه رویت حسی بود«ربّ ارنى انظراليك»

تفسیر شریف تسنیم سوره آل عمران (نشریه هادی شماره 101)

قُلِ اللّهُمَّ ملِكَ المُلكِ تُؤتي المُلكَ مَن تَشاءُ وتَنزِعُ المُلكَ مِمَّن تَشاءُ وتُعِزُّ مَن تَشاءُ وتُذِلُّ مَن تَشاءُ بِيَدِكَ الخَيرُ اِنَّكَ عَلي كُلِّ شي‏ءٍ قَدير (26)

...

ادامه تفسیر آیه 26

...

اسناد امور اعتباري به خدا

عناوين و امور اعتباري مانند ملكيت، رياست، معاونت و ذمّه، واقعيتي ندارند و همچون مالك و مَلِك بودن انسان كه از سلطه او بر اعضا و جوارح و شئون ادراكي و تحريكي‏اش سرچشمه مي‏گيرد، شأني از شئون خود انسان‏اند كه در حدّ اعتبار به خدا استناد دارند، چون خود اعتبار كننده (انسان) فعلي از افعال خداست، كارهاي او نيز به خدا اسناد دارد.

تفسیر شریف تسنیم سوره بقره(نشریه هادی شماره101)

آیه 48- واتقوا یوما لا تجزی نفس عن نفس شیئا و لا یقبل منها شفاعه و لا یوخذ منها عدل و لا هم ینصرون

شبهات شفاعت

گروهی از اهل سنت منکر شفاعتند. آن ها برای نفی شفاعت از دلایل عقلی استفاده کرده و با بیان اینکه آیاتی که درباره شفاعت مطرح اند، متشابهند، از روایات صرف نظر کرده و علمش را به اهلش واگذار می­کنند.

شفاعت با دلیل عقلی ثابت نمی­شود. ولی امکان آن با دلیل عقلی قابل اثبات است. در اینجا با رد شبهات عقلی درباره شفاعت امکان آن را اثبات کرده و سپس با دلیل نقلی شفاعت را اثبات می­کنیم.

شبهه اول

رفع عقاب در شفاعت یا عدل است و یا ظلم است. اگر عدل است در نتیجه عقاب خداوند ظلم بوده است. اگر ظلم است در نتیجه شفاعت رد می­شود زیرا خداوند هیچ گاه ظلمی انجام نمی­دهد.

پاسخ: عقاب خداوند همواره عدل است. ولی رفع عقاب می­تواند مصداق هیچ کدام از عدل و ظلم قرار نگیرد بلکه یک مرتبه بالاتر از آن بوده و فضل باشد. خداى سبحان براساس عدل خود براى تبه كاران عذاب معين كرده است، اما رفع عقاب بى واسطه غير يا به واسطه شفاعت ديگر شافعان، فضل و احسان است. خداى سبحان به بندگان خود آموخت كه عادل باشيد، ولى بالاتر از عدالت مرحله احسان است. بكوشيد به آن برسيد: «ان اللّه يامر بالعدل و الاحسان»

تفسیر شریف تسنیم سوره آل عمران (نشریه هادی شماره 100)

أعوذ بالله من الشيطان الرجيم

فَكَيفَ اِذا جَمَعنهُم لِيَومٍ لارَيبَ فِيهِ وَ وُفِّيَت كُلُّ نَفسٍ ما كَسَبَت وَ هُم لايُظلَمون(25)

گزيده تفسير

اهل كتاب از سر كبر و غرور، به دعوت الهي پاسخ نگفتند. اگر غرور و پندارشان (كه جز چند روزي در آتش نخواهند سوخت) اجازه نداد كه تسليم كتاب خدا شوند، در قيامت ناگزير تسليم حكم خدا خواهند شد؛ روزي كه چون جن و انس در آن گردآوري مي‏شوند، به «يوم الجمع» موسوم شده و هيچ ترديدي در آن نيست. بدين معنا كه يا وقوعش قطعي است يا همه چيز در آن عيان و روشن است، و هركس در برابر كسبش، اعم از نيك و بد به طور كامل و بدون ستم پاداش داده مي‏شود.

تفسیر شریف تسنیم سوره بقره(نشریه هادی شماره100)

آیه 47- یا بنی اسرائیل اذکروا نعمتی التی انعمت علیکم و انی فضلتکم علی العالمین

آیه 48- واتقوا یوما لا تجزی نفس عن نفس شیئا و لا یقبل منها شفاعه و لا یوخذ منها عدل و لا هم ینصرون

تفسیر

شفاعه: از شفع به معنای جفت، در مقابل «وتر» به معنای تک است و از آن جا که در شفاعت عرفی یا شرعی، شخص شفیع، جفت انسان شفاعت شونده واقع می شوند، به او شفیع و به عمل او شفاعت اطلاق می گردد.

تناسب آیات

خدای سبحان در ایه 40 سوره بقره به طور اجمال بنی اسرائیل را به یادآوری نعمت ها امر کرد و چون یادآوری نعمت تاثیر به سزایی در شکر نعمت دارد، در دو آیه مورد بحث و آیات بعدی آن را تکرار می کند. با این تفاوت، که اولا، در این مرتبه بسیاری از نعمت ها را برمی شمارد و به این طریق آن اجمال را تفصیل می بخشد و ثانیا، از آن جا که این یادآوری ها برای شکر است و ذکر نعمت، مصداق شکر نعمت است، به عاقبت کفران نعمت نیز اشاره ای دارد.

پیام آیه مورد بحث این است که در قیامت هیچ راهی برای رهایی مجرم وجود ندارد؛ نه خود انسان قدرت دفاع دارد و نه یکی از بستگان او به فکر اوست و نه قراردادهای اجتماعی می تواند مشکل وی را حل کند و نه ناصر پیش بینی نشده ای او را رهایی می بخشد.

تفسیر شریف تسنیم سوره آل عمران (نشریه هادی شماره 99)

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم

ألَم تَرَ اِلَي الَّذينَ أوتوا نَصيباً مِنَ الكِتابِ يُدعَونَ إلي كِتابِ اللهِ لِيَحكُمَ بَينَهُم ثُمَّ يَتَوَلّي فَريقٌ مِنهُم وهُم مُعرِضون (23) ذلِكَ بِاَنَّهُم قالوا لَن تَمَسَّنَا النّارُ اِلاّ اَيّاماً مَعدوداتٍ وغَرَّهُم في دينِهِم ما كانوا يَفتَرون (24)

گزيده تفسير

در آيه مورد بحث، گروهي از اهل كتاب (يهود) سرزنش شده‏اند، زيرا آنان كه بهره‏اي از كتاب آسماني (تورات) داشتند، به حكم الهي موجود در قرآن يا قرآن و تورات فراخوانده مي‏شوند تا ميانشان داوري كند؛ ليكن آنان مطابق سيره هميشگي‏شان، از حق اعراض مي‏كنند گستاخي و رويگرداني آنان از حق، برخاسته از پندارهاي خودساخته‏شان است كه «آتش جز روزهايي اندك آنان را نمي‏سوزاند». آري دروغهايي كه بافتند آنها را در دينشان فريفت. 

تفسیر شریف تسنیم سوره بقره(نشریه هادی شماره99)

آیه 44- اتامرون الناس بالبر و تنسون انفسکم و انتم تتلون الکتاب افلا تعقلون

با دقت در آيه فوق سوالات زير در ذهن متواتر مي گردد که پاسخ اجمالي براي هر سوال از کل تفسير آيه فوق ذکر مي­گردد(انشالله)

1-      عالمان يهود مردم را به چه کار نيکويي هدايت مي­کردند که خود به آن عمل نمي نمودند.

1-1              به بستگان خود توصيه مي­کردند که در ايمان خود به حضرت محمد (ص) تابت قدم باشند در صورتي که خود ايمان نمي­آوردند.

1-2              نيازمندان قوم يهود را امر به مسلمان شدن مي­کردند اما حقيقت را از توانگران مخفي مي­کردند (تا هدايا از طرف آنها کاهش نيابد)

1-3              عالمان يهود پيش از بعثت پيامبر اکرم (ص) مردم عرب را به ايمان به آن حضرت پس از بعثت دعوت مي­کردند در حالي که خود پس از بعثت لجاجت ورزيدند و ايمان نمي­آوردند.

1-4              عالمان يهود مردم را به کارهاي نيک مانند صدقه و امانت­داري دعوت مي­کردند درصورتي که خود آمر به آن نبودند.

2-      آيا از ايه فوق اينگونه برداشت مي­گردد که شما نبايد آمر به معروف باشيد چون خودتان آن معروف را انجام نمي­دهيد.

محور توبيخ در آيه مذکور اصل امر به معروف نيست بدين معنا که وقتي خود عمل نمي­کنيد چرا به ديگران امر مي­کنيد بلکه بدين معناست که وقتي به ديگران امر مي­کنيد چرا خود عمل نمي­کنيد. با توجه به روايت زير از پيامبر اکرم (ص) که در پاسخ شخصي که گفت "لا تامر بالمعروف حتي نعمل و لا تنهي عن منکر حتي ننتهي عن کله" فرمودند"لا بل مرو بالمعروف و ان لم تعملوا به کله و انتهوا عن المنکر و ان لم تنتهوا عنه کله"

امر به معروف و نهي از منکر واجب است خواه آمر خود عمل کننده باشد و يا عامل نباشد و حتي عدالت هم نداشته باشد.

تفسیر شریف تسنیم سوره بقره(نشریه هادی شماره98)

و امنوا بما انزلت مصدقا لما معكم و لاتكونوا اول كافر به و لاتشتروا بآياتى ثمنا قليلا و ايّاى فاتقون (41) و لاتلبسوا الحق بالبطل و تكتموا الحق و انتم تعلمون (42)

سوالاتي که به پس از خواندن و تامل در آيه فوق به ذهن متواتر مي­شوند و جواب اجمالي آنها:

1-    منظوراز«امنوا بما انزلت»چيست؟

در اين آيه مراد از «امنوا بما انزلتم»، قرآن و آورنده آن است که قبلا در متون تحريف نشده به آن اشاره شده است.

2-    منظوراز«مصدقا لما معكم»چيست؟

منظور اينکه قرآن در مقابل تورات تحريف نشده، نمي­باشد و روحي که قرآن را نازل کرده همان است که تورات و انجيل را نازل کرده است. يکي از موضوعات مهم در اين زمينه اين است که آوردن موضوع بالا ناقض اين است که قرآن و کتب اسماني پيشين باهم برابر هستند. در اصول کلي بين قرآن و کتب منحرف نشده پيشين تفاوتي نيست و «انّ الدين عند اللّه الاسلام»اما در برخي از احکام نسخ اتفاق افتاده است. آوردن موضوع بالا جهت ترغيب اهل کتاب به ايمان آوردن است. پس محدوده تصديق قرآن کل تورات و انجيل تحريف نشده است و اين منافاتي با نسخ برخي از احکام کتب گذشته در قرآن کريم نمي­باشد.

3- منظور از «اولکافر»کيانند و چرا در مورد آنان با اين لفظ ياد شده است؟

منظور از اول کافر اهل کتاب است و دليل اينکه با اين عنوان از انان يا دشده است اين است که اهل کتاب از آن جهت که به مبدا نزول وحي يعني خداي سبحان معتقد بودند و نيز به اصل موحي و نبوت عام ايمان داشتند، امر وارد در آيه مورد بحث فقط در محدوده رسالت رسالت خاص متوجه آنان است. مقصود کلي اين است که شما اهل کتاب در کفر ورزيدن به اسلام از ديگران سبقت نگيريد. مشرکان بر اثر بت­پرستي گرفتار کفرند ولي شما که به ربوبيت خداوند و به فرشتگان و وحي و رسالت و قيامت ايمان داريد، چرا به قرآن و اسلام کفر مي­ورزيد...به يک تعبير مي­توان اول کافر به را خاص­تر کرد و منظور آن را علماي اهل کتاب دانست که با کفر آنها نسبت به قرآن و آورنده آن عملا امتي گمراه مي­شوند. در اين جمله با اينکه نهي از کفر آمده است اما با ظرافت امر به سبقت در ايمان آوردن به قرآن نيز مستتر است. از لحاظ تاريخي گرچه مشرکان مکه اولين کافران به قرآن بودند اما يهوديان مکه اولين اهل کتاب بودند که به قرآن و آورنده آن کفر ورزيدند.

شما اینجا هستید: خانه مقاله ها