مقالات

تفسیر شریف تسنیم سوره آل عمران (شماره 117)

قالَ رَبِّ أَنَّى يَكُونُ لي‌ غُلامٌ وَ قَدْ بَلَغَنِيَ الْكِبَرُ وَ امْرَأَتي‌ عاقِرٌ قالَ كَذلِكَ اللَّهُ يَفْعَلُ ما يَشاءُ ﴿40﴾

گزيده تفسير

حضرت زكريّا(عليه‌السلام) با شگفتي و همراه ادب از خداوند مي‌پرسد كه چگونه در پيري و با همسر پير و نازايش فرزنددار خواهد شد و پاسخ به او قانون جاودانه ﴿كَذلِكَ اللهُ يَفعَلُ ما يَشاء﴾ است كه حاكي از قدرت بيكران الهي است.

گفتار و تعجب حضرت زكريا نه به معناي استبعاد آن كار، بلكه از سنخ بزرگ شمردن كار و نعمت خدا و براي ادامه دادن گفت‌وگو با خدا يا دانستن اين مطلب بود كه آيا خداوند با حفظ موجود يعني اثرگذاري پيري و عقيم بودن همسر يا با تغيير وضع و از همسري ديگر يا با دگرگوني در او و همسرش به‌وي فرزند مي‌دهد.

فرشتگان براي كاستن از شدّت تعجّب حضرت زكريا گفتند: خداوند هر كاري را بخواهد مي‌كند. هيچ چيزي توان ايستادگي در برابر قدرت مطلق او را ندارد و متعلق اراده حكمتْ محور الهي، گاهي كار عادي و زماني خارق عادت است؛ مانند اعجازها.

تحریر رساله الولایه (شماره 116)

فصل 4: طریقه دستیابی به مقام ولایت ←  مقام دوم (دلیل نقلی)  راهکارهای رسیدن به مقام انقطاع

2-5. عزلت نشینی و خلوت گزینی

عزلت متشرعان چیزی جز ترک مجالس گناه و عدم همنشینی با فاسقان نیست، اما اهل معرفت به طور مطلق مصاحبت و هم نشینی با هر کسی را که مصاحبت با او انسان را از یاد حق غافل کند و تأثیری در ذکر حبیب ندارد ناروا و مضرّ می شناسند، چنانکه حافظ شیرازی فرموده:

                  نخست موعظه پیر صحبت این حرف است           که از مصاحب ناجنس احتراز کنید

تفسیر شریف تسنیم سوره آل عمران (شماره 116)

فَتَقَبَّلَها رَبُّها بِقَبُولٍ حَسَنٍ وَ أَنْبَتَها نَباتاً حَسَناً وَ كَفَّلَها زَكَرِيَّا كُلَّما دَخَلَ عَلَيْها زَكَرِيَّا الْمِحْرابَ وَجَدَ عِنْدَها رِزْقاً قالَ يا مَرْيَمُ أَنَّى لَكِ هذا قالَتْ هُوَ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يَرْزُقُ مَنْ يَشاءُ بِغَيْرِ حِساب﴿37﴾

گزيده تفسير

اين آيه از اجابت دعاي مادر مريم(عليهاالسلام) خبر مي‏دهد؛ مريم كه بايد بدون همسر، مادر پيامبري مانند حضرت عيسي شود، از اين‏رو هم پذيرش او براي خدمتگزاري بيت مقدس و هم رشد و تربيت او ويژه و با اهميت بود و براي تحقق تربيت شايسته، هم از مبدأ فاعلي (مربي لايق) هم از طعام طيب و پاك و هم استاد شايسته و الهي و هم از درس خوب و محيطي امن و روحاني براي جهاد و سخت‏كوشي در عبادت و مبارزه و محاربه با نفس و شيطان برخوردار بود.

خداوند سبحان حضرت زكريا(عليه‌السلام) را كفيل و متعهد به تأمين معيشت و امور زندگي حضرت مريم قرار داد. زكريا(عليه‌السلام) هرگاه براي تكفّل و تربيت مريم(عليهاالسلام) به آن محراب وارد مي‏شد، به گونه‏اي سؤال‏انگيز رزقي آماده را مي‏ديد؛ رزقي ويژه و غير معهود كه غذا يا ميوه رايج و عادي آن زمان نبود و به ديگران نمي‏رسيد و به لحاظ هماهنگي روزي غيبي با حساب عالم شهادت، آن رزق مناسب همان دوران سنّي حضرت مريم بود، از اين‏رو از وي پرسيد: اين روزي از كجاست؟ اين رزق، كرامت ويژه و خارق عادت بود؛ آن‏سان كه زكريا را به فكر انجام دادن كاري كريمانه و غير عادي انداخت و آن درخواست فرزند طيب از خدا بود.

تفسیر شریف تسنیم سوره بقره(شماره 116)

ما ننسخ من آية أو نُنْسها نأت بخير منها أو مثلها ألم تعلم أنّ الله علي كلّ شي‏ءٍ قدير (106) ألم تعلم أنّ الله له ملك السموات و الأرض و ما لكم من دون الله من ولي و لا نصيرٍ (107)

تفسیر

ننسخ: نسخ با ازاله همراه است. مانند این که می­گوییم خورشید سایه را نسخ کرد. در نتیجه هم سایه زایل شد و هم خورشید سبب این ازاله بود. در نتیجه می­گوییم خورشید سایه را نسخ کرد. در برابر هیچ گاه برای از بین قرفتن روز و شب شدن نمی­گوییم شب روز را نسخ کرد. زیرا اگر چه که روشنایی روز زایل شد ولی شب که سراسر ظلمت و عدم است این کار را انجام نداد.

ننسها: انسا از ریشه نسیان است. انساء به معناي ناسي كردن از كارهاي علمي و ذهني است و تفاوت آن با نسخ اين است كه نسخ ازاله خارجي است و انساء ازاله علمي؛ برداشتن شي‏ء از صحنه عين را نسخ و برداشتن آن از صفحه علم را انساء گويند.

تفسیر شریف تسنیم سوره بقره(شماره 115)

يا أيّها الّذين امنوا لا تقولوا راعنا و قولوا انظرنا و اسمعوا و للكافرين عذاب أليم

گزيده تفسير

برخي مسلمانان به رسول اكرم(صلّي الله عليه وآله وسلّم) مي‌گفتند: در گفتار خود حال ما را مراعات كرده، با تأنّي سخن بگوييد، تا ما آن را ادراك كنيم و به ياد سپاريم يا بنگاريم. آنان مراد خويش را با كلمه «راعنا» بيان مي‌كردند.

در زبان عبري، انسان پليد و خبيث را «راع» مي‌گفتند. يهوديان تحريفگر، فرصت طلب و جسور، «راعنا» را، كه واژه‌اي عربي و به معناي درخواست رعايت و تأنّي در سخن گفتن است، به قصد طعن در دين و توهين به پيامبر گرامي(صلّي الله عليه وآله وسلّم) و تحقير و استهزاي مسلمانان، عبري فرض كرده، از آن سبّ و شتم و دشنام مزبور را اراده مي‌كردند كه معاذ الله «تو در ميان ما خبيث و شرور هستي» و گاهي با پيچاندن زبان و لَعْب با حروف، آن را به صورت «راعينا» ادا مي‌كردند كه به معناي «چوپان ما» است.

از اين رو، خداي سبحان مسلمانان را از گفتن چنين كلمه‌اي در گفت‌وگو با رسول اكرم(صلّي الله عليه وآله وسلّم) نهي كرد و به آنان فرمود: براي بيان مراد خود واژه «انظرنا» را برگزينيد تا افزون بر افاده معناي مطلوب، زمينه سوء استفاده بيگانگان و به‏ويژه يهود عنود را در آن فضا از بين ببريد.

توهين به شخصيت حقوقي پيامبر گرامي(صلّي الله عليه وآله وسلّم) توهين به خداوند است؛ ازاين‌رو خداي سبحان با تأكيد بر ضرورت امتثال اين فرمان، پيامد ناديده گرفتن و ترك آن را «كفر عملي» دانسته؛ چنان كه توهين‌كنندگان عمدي رسول اكرم، گرفتار «كفر اعتقادي»اند و براي انذار هر دو گروه فرموده است: كافران را عذابي دردناك در پيش است.

تحریر رساله الولایه (شماره 115)

فصل 4: طریقه دستیابی به مقام ولایت ←  مقام دوم (دلیل نقلی)  ←  طریقت مشروع در سایه عبادت عاشقانه

11.تفاوت معروف عارفان با دیگران

معرفت شهودی حق تعالی زمینه ساز عبادت واقعی عارفانه و عاشقانه است و معرفت حصولی زمینه ساز عبادت غیر حقیقی اهل خوف و طمع. انسان غیرعارف با استدلال مفهومی و علم حصولی به وجود خدا  و اسماء و صفاتش پی می برد، اما از خداوند چیزی جز تصویری ساختگی در ذهن به دست نمی آورد و آن تصویر ذهنی چون مصنوع و مخلوق خود اوست، فروتر از اوست. این خدای ذهنی نه تنها مقوّم وجود نفس نیست، بلکه خود قائم به نفس عالِم است و بالتّبع چنین تصویری نمی تواند عبادت کننده را به مقام محبت و فناء رهنمون شود. از این رو عبادت این گروه جز به طمع دستیابی به لذت یا رهایی از رنج و عقاب اخروی و تحصیل بخشی از مشتهیات نفسانی نخواهد بود، در حالی که عارف چون به وجود خدای واقعی پی می برد و حضور و ظهور جهان شمول او را با جان خود ادراک می کند، بی درنگ منقطع و فانی و دلبسته و وابسته به او شده و در نتیجه عبادتش محبت و کرنش در برابر عظمت و جمال آن یکتای بی همتاست. «سبحان الله عمّا یصفون * إلا عباد الله المخلصین» (سوره صافات، آیات 159 و 160). برای همین تنها کسانی که می توانند خدای سبحان را وصف کنند همین مخلَصین اند که به شناخت حقیقی حق بار یافته اند.

تفسیر شریف تسنیم سوره آل عمران (شماره 115)

إِنَّ اللَّهَ اصْطَفى‌ آدَمَ وَ نُوحاً وَ آلَ إِبْراهيمَ وَ آلَ عِمْرانَ عَلَى الْعالَمينَ (33)

ذُرِّيَّةً بَعْضُها مِنْ بَعْضٍ وَ اللَّهُ سَميعٌ عَليمٌ (34)

...

اشارات و لطايف

1. دين برگزيده

قرآن كريم اسلام را دين صفوه (برگزيده) مي‌نامد و ابراهيم و يعقوب(عليهماالسلام) به فرزندانشان درباره دين اسلام سفارش كردند كه خداوند اين دين را براي شما برگزيده است: ﴿ووصّي بِها اِبرهيمُ بَنيهِ ويَعقوبُ يبَنِي اِنَّ اللهَ اصطَفي لَكُمُ الدِّينَ فَلا تَموتُنَّ اِلاّواَنتُم مُسلِمون (سوره بقره، آيه 132)

قرآن كريم منحرفان از دين مصطفا را داراي دل‌هايي چركين و زنگار گرفته مي‌خواند: ﴿اِذا تُتلي عَلَيهِ ءايتُنا قالَ اَسطيرُ الاوَّلين*كَلاّبَل رانَ عَلي قُلوبِهِم ما كانوا يَكسِبون﴾ (سوره مطفّفين، آيات 14 ـ 13)

آري انسان اگر گاهي به گناه كوچك مبتلا شود، مي‌تواند به عفو و عنايت خداوند اميدوار باشد؛ امّا اگر پيوسته به تباهي تن دهد، به تدريج صحنه دل او تيره و راه نفوذ حكمت و موعظت بسته مي‌شود؛ آن‌گاه نه با استدلال و برهان سخن حق را مي‌شنود و نه با كشف و شهودْ حق را مي‌يابد و مانند دستگاه هاضمه‌اي خواهد شد كه حالت تهوّع دارد و آماده پذيرش غذا نيست؛ حتّي گاهي دارو را نيز نمي‌پذيرد.

تفسیر شریف تسنیم سوره آل عمران (نشریه هادی شماره 114)

إنّ الله اصطفي ادم و نوحاً و ال ابراهيم و ال عمران علي العالمين (33)

ذرّيّة بعضها من بعض و الله سميع عليم (34)

 گزيده تفسير

اين آيه برگزيدگاني را كه پيروي آنان واجب است معرفي مي‌كند.

مكتب الهي مكتب مصطفاست و از اين‌رو پيروان آن اهل صفوه و صفا و در عقايد، اخلاق و اعمال صاف و بي‌تيرگي‌اند و خداوند با توفيق و تأييد و تهيه وسايل و هدايت، خواسته است آنان صاف و خالص باشند.

حضرت آدم، نوح، آل‌ابراهيم (خود حضرت ابراهيم و نسل پاك و صالح وي) و آل‌عمران (پدر حضرت مريم) عليهم‌السلام افزون بر مجتبا و مختار بودن مصطفا نيز هستند. اين اصطفا كه نسبي و مسبوق به اصطفاي نفسي است، صفوتي خاص و مراد از آن زعامت كبرا و رهبري يا اول بودن در رساندن پيام الهي است.

تفسیر شریف تسنیم سوره بقره (نشریه هادی شماره 114)

آیه 97: قل من كان عدوًّا لجبريل فانّه نزّله على قلبك باذن اللّه مصدّقا لّما بين يديه و هدى وبشرى للمؤمنين

آیه 98: من كان عدوّا للّه و ملائكته و رسله و جبريل وميكال فانّ اللّه عدوّ للكافرين

تفسیر

من كان: در علم نحو ثابت شده است كه در موردى كه ادات شرط اسم باشد لازم است ضميرى در جواب، به آن اسم بازگردد و روشن است كه در جمله (فإ نّه نزّله على قلبك ) ضميرى به من بازنمى گردد؛ پس بايد جمله اى نظير فعداوته لا وجه لها به عنوان جواب در تقدير باشد؛ يعنى من كان عدوّاً الجبريل فعداوته لا وجه لها، فإ نّه نزّله على قلبك

عدواً: معناى عداوت تجاوز از حد خود و ورود خصمانه به حق ديگران است.

لجبريل: اين واژه اعجمى (غير عربى ) است. برخى برآنند كه واژه اى است مركب از جبر كه در لغت عبرانى يا سريانى به معناى نيرو ي عبد يا جبروت است و ايل كه اسمى از اسماء اللّه است ؛ پس جبريل يعنى قوة اللّه يا عبداللّه يا جبروت اللّه، ليكن صاحب البحر المحيط مركّب بودن اين واژه را نمى پذيرد زيرا اولاً، واژه اعجمى اشتقاق عربى نمى پذيرد و ثانياً، اگر مركّب باشد از دو حال خارج نيست : يا تركيب آن، اضافى است ودر اين صورت جزء سوم اين هر كدام از حالات بنا و اضافه و منبع صرف در آن راه دارد و از اين كه هيچ يك از دو حالت بنا و اضافه در آن شنيده نشده، بلكه پيوسته غير منصرف است، معلوم مى شود كه اين كلمه مركّب مزى نيست.

بشرى: بشرى و بشارت خبر و گزارشى است كه در بشره به معناى پوست اثر بگذارد و از آن جا كه اولين اثر و انعكاس خبر مسرّت بخش يا تلخ در چهره و بشره انسان ظاهر مى شود، بشرى يا بشارت نام گرفته است

شما اینجا هستید: خانه مقاله ها