مقالات

درس 8 و 9 حکمت عرفانی(براهین وحدت شخصیه وجود)

حکمت عرفانی

درس 8 و 9

براهین اثبات وحدت شخصیه وجود

 

آیا استدلال و برهانی برای وحدت شخصیه، وجود دارد؟

از دید عرفا این بحث صرفا برای رعایت حال کسانی است که به تجربه های عارفانه دست نیافته اند. زیرا کسی که به مرحله شهود عرفانی رسیده و حقیقت واحد لایتناهی را به مشاهده نشسته باشد، دلیلی برای اثبات این حقیقت نمی جوید و اساساً چنین دلیلی را برای اثبات آن حقیقت مشهود، یافتن و جستن آفتاب در وسط روز  و در هوای صاف با نور شمع می داند.

اما کسانی که به تجربه های عارفانه نرسیده اند قطعا باید با دلیل و برهان وحدت شخصیه را دریابند.

 

 

 

درس اول و دوم کلیات در عرفان نظری (اردوی عید97)

درس اول و دوم کلیات در عرفان نظری

موضوع اصلی کتاب پیش روی عرفان نظری است ؛ لکن از جمله مقدمات ضروری بررسی تطور تاریخی آن هر چند به نحو گذر است ؛ زیرا این کار می­تواند در شناخت صاحب نظران این حوزه منابع اولیه و اصیل تحقیق و حتی فهم بهتر مسائل عرفان نظری اثر گذار باشد.

خواستگاه عرفان اسلامی

برخی معتقدند عرفان اسلامی برگرفته از عرفان مسیحی است و در واقع عرفان مسیحی که در رهبانیت عیسویان تجلی یافته و در راهبان مسیحی شکل گرفته بود در میان مسلمان ها با نام جدید تصوف سر برآورده است.

در پاسخ به این اعتقاد اشتباه باید متذکر شد که غالب محققان اسلامی و بیشتر دانشمندان غربی معتقدند عرفان اسلامی حقیقتی اصیل و بر خاسته از متون و آموزه های اسلامی است .

چکیده لوازم وحدت شخصیه به بیان استاد امینی نژاد و کتاب حکمت عرفانی

                                                                                               بسم الله الرحمن الرحیم

هرچند تمام مباحث عرفاني، از جهتي فروع و لوازم خداشناسي عرفاني و وحدت شخصيه وجودند، مناسب است برخي از لوازم و نتايج آن، كه در فهم مبحث وحدت شخصيه و رفع برخي سوء‌برداشت‌ها مؤثر است با تأكيدی بيشتر کانون توجه قرار گيرد.

  • ۱. لا بشرطيت و اطلاق يا قسمي است و يا مقسمي. در اطلاق قسمي، شيء، مقيد به اطلاق و سريان است، مانند نفس رحماني، اما در اطلاق مقسمي، حتي قيد اطلاق و سريان نيز وجود ندارد، و از این رو، با به‌شرط شيء و به‌شرط لا بودن نيز جمع مي‌شود. از ديدگاه عرفان، حق‌تعالي اطلاق و لا بشرطيت مقسمي دارد.
  • ۲. تغاير و تمايز يا تقابلي است يا احاطي، و از نظر عرفا حق‌تعالي به نحو احاطي از خلق متمايز است. به بيان روشن‌تر، همچنان‌كه خداوند به جهت احاطه و شمولْ عين اشياست، دقيقاً به همين جهت غير اشيا و متمايز از آنهاست.
  • ۳. در عرفان سه نوع حيرت مطرح است: اول حيرت معرفتي كه منشأ آن شك و ترديد است و امري نامطلوب به‌شمار می‌آید؛ دوم حيرت رواني كه به سبب معرفت به حقايق نظام هستي به انسان دست مي‌دهد و همراه نوعي بهت‌زدگي و هيمان لذت‌بخش و شيرين است؛ و سوم حيرت وجودي كه واقعيت خارجي حقيقي دوپهلو و دوچهره است.
  • ۴. در مقابل عده‌اي كه قايل به تشبيه محض يا تنزيه صرف شده‌اند، عرفان معتقد به جمع بين تشبيه و تنزيه است.
  • ۵. از نظر اهل معرفت، از آن جهت كه حق در دل همه اشيا حضور دارد و از نظر نظام احسن عالم، هيچ شري وجود ندارد و همه چيز خير محض و زيبايي تمام است؛ اما از منظر تفاضل وجود و تشكيك در ظهور تكويناً و از نظر اوامر و نواهي شرايع تشريعاً شرور معنا مي‌يابد، لكن منافاتي با ديدگاه وحدت شخصيه وجود ندارد.
  • ۶. حلول و اتحاد در جايي است كه دو وجود فرض شود. ازاین‌رو در عرفان كه جز يك وجود را نمي‌پذيرد، جايي براي حلول و اتحاد نيست.
  • ۷. در عرفان موجودات و كثرات هستي نفي نمي‌شوند، بلكه همه آنها را با حيث تقييدي وجود حق، موجود و واقعي مي‌شمارند.
  • ۸. هرگاه وجود را به لحاظ وحدت محض و حقيقي مد نظر قرار دهيم، «حق» ‌خواهد بود و هرگاه فقط كثرت شئون را لحاظ کنیم، خلق و مظاهر شكل مي‌گيرند، و هرگاه لحاظ وحدت نسبي را اعتبار کنیم، اسما و احوال حق تحقق خواهند داشت.
  • ۹. اعتقاد به توحيد عرفاني كه همراه با احساس حضور عالمانة حق‌تعالي در همه جا حتي عمق جان آدمي است، نقش تربيتي فوق‌العاده‌اي در مراحل سلوكي خواهد داشت.

خلاصه فصل پنجم و ششم حکمت عرفانی(اردوی عید97)

درس پنجم: فصل اول- خداشناسی عرفانی

 مجوعه مباحث و مسائل عرفان نظری را در سه فصل دسته‌بندی می‌کنند

1-خداشناسی عرفانی

2- هستی شناسی عرفانی

3- انسان شناسی عرفانی

وحدت شخصی وجود از نگاه عرفا عبارت است از آنکه یک وجود شخصی لایتناهی بیکران، تمام هستی و همه واقع و خارج را پر کرده است به نحوی که دیگر جایی برای وجود غیر و وجود دوم نیست.

 برداشت های غلط از وحدت شخصی وجود

 الف- حلول و اتحاد: حق تعالی در همه موجودات رسوخ و حلول کرده و با وجود آنها متحد شده است

ب: همه خدایی: همه چیز خدا است

 ج- پوچ بودن غیر خدا: همه چیز غیر خدا پوچ بوده و واقعیت ندارد

تفسیر شریف تسنیم سوره آل عمران (نشریه هادی شماره97)

فَاِن حاجّوكَ فَقُل اَسلَمتُ وجهِي لِلّهِ ومَنِ اتَّبَعَنِ وقُل لِلَّذينَ اوتوا الكِتبَ والاُمِّيِّينَ ءَاَسلَمتُم فَاِن اَسلَموا فَقَدِ اهتَدَوا واِن تَوَلَّوا فَاِنَّما عَلَيكَ البَلغُ واللهُ بَصيرٌ بِالعِبَاد (20)

 گزيده تفسير

خداي سبحان به پيامبرصلي الله عليه و آله و سلم فرمان مي‏دهد در محاجّه با اهل كتاب مراتب تسليم خود و پيروانش را در برابر پروردگار بيان كند؛ آن‏گاه در جمله‏اي استفهامي كه در حقيقت فرمان را همراه دارد، از اسلام آنان جويا شود؛ آنان اگر اسلام آوردند و در برابر حق تسليم و منقاد شدند، راه هدايت را در پيش گرفته‏اند و اگر اسلام نياوردند، پيامبرصلي الله عليه و آله و سلم وظيفه ابلاغ پيام خدا و تبليغ دين را انجام داده است و خداوند به بندگانش بيناست.

اگر كساني پس از موعظه و استدلال و اتمام حجّت ايمان نياورند، مشمول احكامي ديگر از خداي بصيرند.

تفسیر شریف تسنیم سوره بقره (نشریه هادی شماره97)

يَا بَنِي إِسْرَائِيلَ اذْكُرُوا نِعْمَتِيَ الَّتِي أَنْعَمْتُ عَلَيْكُمْ وَأَوْفُوا بِعَهْدِي أُوفِ بِعَهْدِكُمْ وَإِيَّايَ فَارْهَبُونِ (40)

گزيده تفسير

خداى سبحان بى واسطه و با لقب تشريفى يا بنى اسرائيل به يهود و نصارى خطاب و به اصول سه گانه توحيد، نبوت و معاد دعوت كرد.

تذكر به نعمت ها و انعام الهى، از آن رو كه همه نعمت ها، اعم از مادى و معنوى، از آن خداست، دعوت به توحيد است و درخواست وفاى به عهداللّه، كه بالاترين آن، دين و پيمودن راه راست در پرتو هدايت پيامبران و عقل است، دعوت به وحى و نبوت است. ذكر ترهيب الهى نيز، دعوت به معاد محسوب مى شود.

آفريننده نعمت و رساننده آن به انسان، خداست. از اين رو انسان متذكر به نعمت هاى وافر مادى و معنوى هرگز نه خود را صاحب نعمت مى داند و نه براى نعمت ها ولىّ نعمتى جز خدا مى شناسد. بر اين اساس، يادآورى نعمت، زمينه اى براى ياد ولىّ نعمت، شكر نعمت و صرف آن در راه حق و نتيجه سبب سعادتمندى است.

تفسیر شریف تسنیم سوره بقره(نشریه هادی شماره 95)

آیه 36: «فازلّهُما الشَّيطنُ عنها فاَخرَجَهُما مِمّا كانا فيه و قُلنا اهبِطوا بعضُكم لِبَعضٍ عَدُوٌ و لكم فى الارضِ مُستَقَرٌّ و متاعٌ الى حينٍ»

گزيده تفسير

پس از نهى الهى در بهره ورى از شجره ممنوع، شيطان وارد عمل شد و با وسوسه، زمينه خروج و هبوط آدم و حوا را از منزلتى كه داشتند فراهم ساخت، كه در بخش نخست آيه به آن اشاره شده است. در بخش دوم آيه، از عدم شايستگى آنان براى ماندن در بهشت و در نتيجه از فرود آمدنشان از محيط آرام و كانون آسايش و بى درد و رنج بهشت به محل زحمت و مشقت و جايگاه نزاع ها و عداوت ها، يعنى زمين، سخن رفته است. 

تفسیر شریف تسنیم سوره آل عمران (نشریه هادی شماره 95)

اِنَّ الدّينَ عِندَ اللهِ الاِسلمُ ومَا اختَلَفَ الَّذينَ اوتوا الكِتبَ اِلاّمِن بَعدِ ما جاءَهُمُ العِلمُ بَغيًا بَينَهُم ومَن يَكفُر بِآيتِ اللهِ فَاِنَّ اللهَ سَريعُ الحِسَاب (19)

گزيده تفسير

خداي سبحان از خطوط كلّي اديان الهي با اسم فراگير «اسلام» ياد مي‌كند و آن را صحيح مي‌شمارد؛ همچنين ريشه اختلاف صاحب نظران را پس از شناخت حق، ستم مي‌خواند و كساني را كه پس از مشخص شدن حق و نيز مشاهده آيات الهي كفر مي‌ورزند، تهديد مي‌كند، زيرا چنين كساني در حقيقت نداي دعوت به دين حق را ناشنيده انگاشته و مانع وصول فطرت خود و ديگران به معارف دين مي‌شوند و آن (دين) را از حيات و بالندگي باز مي‌دارند و خداوند كه سريع الحساب است، بي‌درنگ ناكامي و خسران را كه ثمره كفر به آيات الهي است، بهره آنان قرار مي‌دهد.

رساله الولایه (تشریه هادی شماره ۹۴)

شواهد نقلی امکان شهود و رؤیت خدا

شواهد قرآنی

1-نظر به پروردگار

«وجوه یومئذٍ ناضرة * الی ربّها ناظرة» (سوره قیامت آیات 22 و 23)

یعنی در برابر بعضی از چهره هایی که در قیامت عبوس و غمگین و در هم کوبیده اند، چهره هایی نیز در آن روز از شادمانی برافروخته و نورانی و با طراوت هستند. این چهره ها نظر بر جمال پروردگار خود می نماید و خدای خود را با چهره (نه با چشم) می نگرند تا او را ببینند.

پس در این آیه سخن از نگاه با «عیون» و چشم سَر نیست، بلکه سخن از مشاهده «وجوه» (به معنای چهره هستی نه صورت بدنی) است. نگرش چهره و وجه قلب غیر از نگرش چشم و همچنین غیر از توجه صورت است.

شما اینجا هستید: خانه مقاله ها