مقالات

تسنیم (گردان قم) نشریه هادی شماره 90 و 91

زُيِّنَ لِلنّاسِ حُبُّ الشَّهَوتِ مِنَ النِّساءِ والبَنينَ والقَنطيرِ المُقَنطَرَةِ مِنَ الذَّهَبِ والفِضَّةِ والخَيلِ المُسَوَّمَةِ والاَنعمِ والحَرثِ ذلِكَ مَتعُ الحَيوةِ الدُّنيا واللهُ عِندَهُ حُسنُ المَئابِ (14)

گزيده تفسير

دوستي مشتهيات گوناگون غريزي، عاطفي، مالي و... از زنان، پسران، اموال فراوان و انباشته مانند زر و سيم، اسبهاي متشخص، دامها و كشتزارها براي مردم آراسته شده؛ ليكن اينها متاع ناچيز زندگي دنياست و فرجام نيكو نزد خداست.

خداي سبحان خود را فاعل زينت‏بخشي زمين، آسمان و فطرت آدميان مي‏داند و هر زينت‏بخشي ممدوح هم از او وهم از نزد اوست و هر زينت‏بخشي مذموم تنها از نزد اوست (هر پديده امكاني اگر خير باشد بي‏واسطه به خدا نسبت دارد و چنانچه شر باشد با واسطه)؛ ليكن سباق و سياق آيه مورد بحث كه در پي توبيخ و تحقير شهوت‏گرايان است مي‏رساند كه فاعل تزيينِ حبّ شهوات، شيطان است نه ذات اقدس خداوند. تزيين اعيان خارجي به خدا منسوب است؛ ولي تزيين اوصاف نفساني دسترس وساوس شيطاني كار شيطان است.

رساله الولایه (نشریه هادی شماره ۸۹)

به نام خدا

این مطلب بسیار روشن است، اما برای تبیین بیشتر به ذکر یک مثال می پردازیم، وقتی به دربار یکی از پادشاهان حاضر شویم و محضر شاهی را ادراک کنیم، چنان حالمان دگرگون شده و این تغییر حالت به اعمالمان سرایت می کند و چنان خضوع و خشوع و حضور قلبی فراهم می آورد که هرگز در نماز چنین حالاتی نداریم، با اینکه در نماز به محضر پروردگار پادشاهان و شاه شاهان مشرّف می شویم و نزد او حاضر می شویم.

تفسیر شریف تسنیم(نشریه هادی شماره89)

آيه 30  سوره بقره،

و اذ قال ربك للملائكه انى جاعل فى الارض خليفه قالوا اتجعل فيها من يفسد فيها و يسفك الدماء و نحن نسبح بحمدك و نقدس لك قال انى علم مالاتعلمون

گزيده تفسير 

تناسب آیات

این آیه که مباحث آن به دو بخش اِعلام خلافت انسان از جانب خدای سبحان و سوال و جوابی درباره خلافت مستقیم می شود،سرآغاز آیات دهگانه ایست که جایگاه انسان را در نظام احسن تعیین میکند و دلالت دارد که انسان از استعداد خاصی در زمینه معرفت حقایق برخوردار است و با شکوفا شدن آن می­تواند از فرشتگان برتر شود و مظهر صفات جلال و جمال و همه ی اسمای حسنای حق گردد و ازاین طریق قدرت تسخیر او بر همه ی آنچه در زمین و آسمانهاست:«و سخر لکم ما فی السموات و ما فی الارض» ظهور یابد نیز،موقعیت فرشتگان را در ارتباط با انسان روشن می­سازد و با طرح استفهام آنان و پاسخ خداوند به آن و همچنین با مطرح ساختن فرمان سجده ی آنان در برابر آدم،عدم استعدادشان را برای مقام خلافت خاص الهی نشان می­دهد و از جایگاه ابلیس و دشمنی او با آدم و ذریه ی او و در مجموع،استکبار شیطان در برابر خدا،پرده برمی­دارد و در نهایت به آسیب پذیری انسان بر اثر وسوسه های ابلیس و هبوط و تنزلش از مقام شامخی که داشت می­پردازد و درضمن به امکان توبه و تدارک آسیب ها و بازگشت به مقام قرب پیشین،اشاره می­کند.

رابطه دولت و ملت در اندیشه سیاسی امام خمینی (ره)، گردان شهید سعید چشم به راه

بسم الله الرحمن الرحیم

ایران جزء اولین تمدن هایی بود که حکومت را به وجود آورد. از دلایل به وجود آمدن یک حکومت مرکزی در ایران می توان به تنوع قومی و نهدید بیرونی اشاره کرد. نکته ای که در مورد حکومت های شاهنشاهی در ایران وجود دارد این است که مردم مملوک ملک محسوب شده و حکومت ها با شمشیر و به صورت موروثی جابه جا می شدند. این یعنی استبداد، این استبداد ممکن بود صالح هم باشد مانند کوروش یا کریم خان زند، اما ویژگی استبداد این است که چون بر اساس نظر شخص شاه است نمی تواند ادامه دار باشد.

عرفان و آیین، گردان شهید جلال افشار

یکی از ایرادات حوزه علمیه، عدم توجه مناسب به مکاتب مختلف است. این ایراد در فلسفه و عرفان وجود دارد. این عدم توجه سبب شده است که در برابر مکاتب مختلف همواره نگاه تدافعی داشته باشیم حال آنکه شناخت سایر ادیان در درک بهتر دین خودمان نیز مؤثر است.

 

مطلب گردان شهید کریمی

شهید علیرضا کریمی متولد 22 شهریور سال 1345 مقارن با ایام ماه مبارک رمضان در محله سیچان اصفهان بدنیا آمد.

بدلیل بیماری شدیدی که داشت پزشکان معتقد بودند که زیاد زنده نمی ماند. به طوری که در 4 سالگی کبد وی از بین رفته و دیگر امیدی به زنده ماندنش نبود. روزی سیدی سبزپوش به مغازه پدرش مراجعه کرده و بی مقدمه می گوید کار خوبی کردی که علیرضا را نذر آقا ابالفضل(ع) کردی. همین امروز سفره آقا ابالفضل (ع) را پهن کن و به مردم غذا بده، 3 مجلس روضه برای حضرت در حرمش نذر کرده ای که من انجام می دهم. سپس اسکناسی را جهت برکت کاسبی به پدر می دهد. آن روز بچه به طرز معجزه آسایی شفا می یابد به طوری که سال ها بعد قهرمان ورزش های رزمی می شود.

 

تفسیر شریف تسنیم(نشریه هادی 88)

آیه 28- كيف تكفرون بالله وكنتم اموتا فاحياكم ثم يميتكم ثم يحييكم ثم اليه ترجعون

گزيده تفسير  

كافران گرچه اصل حيات و مرگ آدمى را مى پذيرند، ليكن از يك سو آنها را به غير خدا اسناد مى دهند و از سوى ديگر آنها را به دنيا منحصر كرده، حيات برزخى و قيامتى انسان را منكرند و خداى سبحان با تعجب يا توبيخ مى پرسد: چگونه به خدايى كفر مى ورزيد كه پس از اين كه مرده بوديد شما را زنده كرد (تولد دنيايى) و دوباره نيز شما را مى ميراند و پس از آن زنده مى كند (تولد برزخى) و سپس به سوى او باز مى گرديد (تولد قيامتى).

انسان در آغاز، خاك يا نطفه اى مرده است خدا به او حيات مى بخشد.

آنگاه پس از طى زندگى دنيا با مرگ او را به جهان برزخ منتقل مى كند و پس ‍ از طى حيات برزخى نيز او را مرگى ديگر به قيامت منتقل مى كند. پس ‍ انسان از يك سو به مبدا ازلى و از سوى ديگر به مرجع ابدى مرتبط است. تامل در مراحل مزبور، از آيات انفسى و بهترين راههاى خداشناسى است. موجود فقير نه بدون مبدا فاعلى آفريده مى شود، نه خود آفريننده خويش ‍ است و نه ديگران كه همانند او فقيرند توان آفرينش وى را دارند. انتقال انسان از نشئه اى به نشئه ديگر نيز همين گونه است.

انسان مسافرى است كه پس از پيمودن مراحل سفر، به لقاى جمال و مهر يا جلال و قهر الهى مى رسد و لقاى خدا درجاتى دارد كه صاحبان نفس ‍ مطمئن پس از رضاى به قضاى الهى و مرضى حق شدن، به پيمودن مراحل برتر آن دعوت مى شوند.

تحریر رساله الولایه (نشریه هادی شماره 88)

 

تفسیر شریف تسنیم(نشریه هادی 87)

آیه 26 - ان الله لا يستحى ان يضرت مثلا ماب عوضه فما فوقها فاما الذين امنوا فيعلمون انه الحق من ربهم و اما الذين كفروا فيقولون ماذا اراد الله بهذا مثلا يضل به كثيرا و يهدى به كثيرا و ما يضل به الا الفاسقين

گزيده تفسير  

خداى سبحان در پاسخ اعتراض مخالفان به مثلهاى قرآن، مى فرمايد: خدا از تمثيل به امورى مانند پشه حيا نمى كند و انسانها نيز در برابر چنين مثلهايى دو گروهند: مومنان، كه آن مثلها را حق و از جانب خدا مى دانند و كافران، كه نقد بى جا دارند و خداوند با اين مثلها گروهى را هدايت و بسيارى را گمراه مى كند؛ ليكن اضلال كيفرى الهى تنها دامنگير فاسقانى است كه از طاعت حق و صراط مستقيم او خارج شده اند. قرآن كتابى است جهانى و بايد معارف خود را به گونه اى بيان كند كه براى همه انسانها قابل فهم باشد و بهترين زبان براى تبيين معارف بلند، براى توده مردم تمثيل است. مثالهاى قرآن نيز برخى به امور بزرگ و برخى به امور كوچك است، گرچه بزرگى و كوچكى اشيا در قياس با يكديگر است و آفرينش همه چيز نسبت به خدا يكسان است.

در اين آيه مومنان به علم ستوده شده و كافران به جهل ضمنى توبيخ شده اند و در پايان آيه سخن از هدايت و اضلال الهى است، هدايت خدا هم ابتدايى است و هم پاداشى، ليكن اظلال الهى تنها كيفرى است و خداوند هرگز اضلال ابتدايى ندارد.

شما اینجا هستید: خانه مقاله ها