قرآن و عترت

سلام علی آل یاسین...!(279)

در تشهّد نماز، شهادت به رسالت آن حضرت، پس از شهادت به عبوديت آمده است: «و أشهد أنّ محمداً عبده و رسوله».

(بله)هر كمالي كه در قرآن كريم يا روايات به افراد، اعم از پيامبر و غير پيامبر نسبت داده شده، نخست به جنبه عبوديت آنها نظر بوده است؛ چنان كه ابراهيم(عليه‌السلام) با تكيه بر اين مقام، به بالاترين و عظيم‌ترين مقام، يعني امامت رسيد:

سلام علی آل یاسین...!(278)

مقدمه نشریه هادی شماره 90 و 91

 

السلام علیکم یا اهل بیت النبوه و ...

و عباده المكرمين الّذين لايسبقونه بالقول و هم بأمره يعملون و رحمة الله و بركاته؛

و (شما اي) بندگان كرامت بخشيده شده او، همانان كه سبقت بر او نمي‌گيرند و به فرمان او عمل مي‌كنند و رحمت خدا و بركات او بر شما باد

.....

جايگاه عبوديّت

گفته شد كه اين جمله، برگرفته از آيه‌اي است كه خداوند در آن، فرشتگان را وصف مي‌كند. آن آيه چنين است: و قالوا اتّخذ الرحمن ولداً سبحانه بل عباد مكرمون  لايسبقونه بالقول و هم بأمره يعملون.[ سوره انبياء، آيات 26 ـ 27.]

بنابراين، آنچه درباره فرشتگان مطرح است، هم نفي فرزندي خدا و هم اثبات عبوديت محض براي آنان در برابر خداي سبحان است. اينكه در آيه بعد و بسياري از آيات مي‌فرمايد: فرشتگان، بدون اذن خدا از كسي شفاعت نمي‌كنند: (لايشفعون إلاّلمن ارتضي)[2]، سرّش همين عبوديت محض آنان است؛ چون «عبد محض»، بدون دستور يا اذن مولا كاري ندارد؛ نه تنها آنچه در اختيار دارد، از آنِ مولاست، بلكه هر فعل و سكون او نيز در اختيار وي است.

در اينجا دو سؤال طرح مي‌شود:

سلام علی آل یاسین...!(277)

حضرت مهدي‏(عجل الله تعالي فرجه)‌، عامل تحقّق دين خدا

يكي از معاني ظهور (يا لازم معناي آن)، غلبه و پيروزي است؛ چه اينكه يكي از بارزترين مصداق‌هاي امر خدا همان دين الهي است. آنچه انگيزه نهايي بعثت پيامبران است، همانا پيروزي دين خدا بر تمام مكتب‌هاي باطل يا منسوخ است: ليظهره علي الدّين كلّه[ سوره توبه، آيه 33.] و

سلام علی آل یاسین...!(276)

آشكاركنندگان فرمان‌هاي الهي

مشيّت الهي با فرمان‌هاي او محقّق مي‌شود. فرمان خدا يا به صورت تكوين است يا به صورت تشريع. هر يك از اين دو، گاهي به صورت امر است و گاهي به صورت نهي. هنگامي كه فرمان تكويني صادر مي‌شود، مورد آن، بدون كم و كاست تحقّق مي‌يابد، اما در فرمان‌هاي تشريعي، با توجه به اينكه بين اراده الهي و تحقّق مراد در خارج، اراده عبد فاصله است و به اصطلاح، شخص مأمور بايد با اختيار خود، آن كار را انجام دهد، امكان تخلّف در آن وجود دارد.

اوامر و نواهي تشريعي الهي به‌وسيله سفيران او، يعني پيامبران(عليهم‌السلام) براي بندگان خدا روشن مي‌شود و پس از آنان، جانشينانشان اين مهم را بر عهده مي‌گيرند. ازاين‌رو پيامبران و جانشينان آنها، مظهر امر هدايت كننده خدا هستند.

تسنیم(گردان قم) نشریه هادی شماره 89

أعوذ بالله من الشيطان الرجيم

قَد كانَ لَكُم ءایةٌ فی فِئَتَینِ التَقَتا فِئَةٌ تُقتِلُ فی سَبیلِ اللهِ واُخری كافِرَةٌ یرَونَهُم مِثلَیهِم رَأی العَینِ واللهُ یؤَیدُ بِنَصرِهِ مَن یشاءُ اِنَّ فی ذلِكَ لَعِبرَةً لاُولِی الاَبصر(13)

گزیده تفسیر

این آیه به حادثه مهم برخورد دو سپاه در جنگ بدر اشاره می‏كند كه مسلمانان امدادهای غیبی را به چشم خود دیدند. این خرق عادت، غیر از معجزاتی است كه مسلمانان آن را ندیده بودند و تنها قرآن كریم (همانند دیگر اخبار غیبی) از آن خبر می‏دهد.

این آیه پیروزی مسلمانان بر كافران را امداد الهی می‏نامد كه گاهی به فرستادن فرشته و زمانی به بارش باران و هنگامی به ایجاد امن و آرامش در قلوب مؤمنان و ترس در قلوب كافران و وقتی نیز به تصرّف در مجاری ادراكی (مانند چشم) است و در جنگ بدر همین معجزه اخیر، رخ داد.

تناسب آیات

سلام علی آل یاسین..! (275)

مقدمه نشریه هادی شماره 89

السلام علیکم یا اهل بیت النبوه و ...

و عباده المكرمين الّذين لايسبقونه بالقول و هم بأمره يعملون و رحمة الله و بركاته؛

و (شما اي) بندگان كرامت بخشيده شده او، همانان كه سبقت بر او نمي‌گيرند و به فرمان او عمل مي‌كنند و رحمت خدا و بركات او بر شما باد

«عباد»: به معناي بندگان است؛هرچند كه عبادت، لازمه عبوديّت و عبد بودن است،ليكن عبد محض خدا بودن، مقامي بالاتر از عابد است؛ زيرا چه بسا افرادي كه عبادتشان ناشي از عادت است، نه عبوديّت؛ پس هر عابدي، عبد نيست، ولي هر عبدي، عابد است.

استاد علاّمه طباطبايي: اگر گفته شود فلاني از فلاني در قول سبقت نمي‌گيرد، بدين معناست كه پيش از آنكه ديگري چيزي بگويد، او چيزي نمي‌گويد. سپس اضافه مي‌كند: گاهي قول، كنايه از اراده و مشيّت است. بدين ترتيب، معناي عبارت بالا اين است كه اراده آنان تابع اراده ديگري است و قبل از اراده او اراده نمي‌كنند.(المیزان،ج14،ص275)

بدين ترتيب، معناي جمله چنين است:

تفسیر شریف تسنیم-سوره آل عمران (نشریه هادی 88)

أعوذ بالله من الشيطان الرجيم

قل للّذین كفروا ستغلبون و تحشرون إلی جهنّم و بئس المهاد (12)

گزیده تفسیر

آیه، در یك پیشگویی اعجازآمیز و بر پایه سنت الهی غلبه نهایی ایمان و عدل بر كفر و ستم، به پیامبرصلی الله علیه و آله و سلم می‏گوید: به كافران بگو كه به زودی شكست خواهند خورد. این پیشگویی به زودی تحقق یافت و نه تنها مدینه، بلكه همه شبه جزیره عرب از شرّ كافران رهایی یافت.

در پایان آیه نیز خبر غیبی دیگری درباره حشر كافران به سوی دوزخ آمده است، آن‏گاه آنچه را كافران برای خود مهیا و آماده كرده‏اند به «بدی» وصف شده است.

سلام علی آل یاسین..! (274)

مقدمه نشریه هادی شماره 88

السلام علیکم یا اهل بیت النبوه و ...

والمظهرين لأمر الله و نهيه؛

و آشكاركنندگان امر و نهي خدا

«مُظهرين» جمع مُظهر، اسم فاعل باب افعال از ريشه «ظهر» است. اصل واژه ظهر به معناي پشت (مقابل بطن) است و چون پشت انسان يا حيوان (بر خلاف بطن و شكم) داراي دو ويژگي عمده «آشكار بودن» و «مظهر قدرت بودن» است، اين واژه در اين معنا استعمال شده است. وسط روز را از آن جهت «ظُهر» گفته‌اند كه آشكارترين و روشن‌ترين وقت روز است؛ چه اينكه نزديك آن را «ضُحي» گويند. بنابراين، مُظهرين به معناي آشكاركنندگان است.

آشكاركنندگان فرمان‌هاي الهي

سلام علی آل یاسین...!(273)

اكتناه ذات پاك خداوند، جز براي خود او، مقدورِ كسي نيست وهمه بحث‌هاي خداشناسي، بر محور اسما و صفات خداست. در اين مرحله نيز هر كسي به قدر توان و استعداد خويش، او را وصف مي‌كند. از اين رو خدااشناسان، داراي مراتبي مختلف هستند: 

تو را چنان كه تويي هر نظر كجا بيند      به قدر بينش خود هر كسي كند ادراك

و قرآن كريم نيز حريم كبريايي حق تعالي را از وصفِ واصفان، منزّه دانسته است، ليكن اين توفيق را رفيق مخلَصين مي‌داند كه با توجّه به قرب و نزديكي‌شان، مجاز به وصف او هستند: سبحان الله عمّا يصفون إلاّعباد الله المخلَصين.[ سوره صافات، آيات 159 ـ 160] بيانات رسا و بلندي از ائمه اطهار(عليهم‌السلام) درباره خداشناسي و مباحث توحيدي رسيده است. اين بيانات بلند و مخصوصاً بيانات عميق اميرِ بيان(عليه‌السلام) در نهج‌البلاغه[1] و غير آن، از چنان اوج و عظمتي برخوردار است كه اگر ائمه(عليهم‌السلام) نمي‌بودند، اين معارف بلند، هرگز شكار كسي نمي‌شد و جامعه بشري، نه تنها توان پشت سرگذاشتن كلاس‌هاي آغازينِ توحيد را نداشت، بلكه از جهل مركّبِ خويش نيز خارج نمي‌شد و نمي‌توانست بفهمد كه چنين معارف عميقي وجود دارد :

شما اینجا هستید: خانه مقاله ها قرآن و عترت