حکمت متعالیه استاد یزدان پناه69
- توضیحات
- زیر مجموعه: مقالات
- دسته: فلسفه و حکمت
- منتشر شده در 10 شهریور 1392
- نوشته شده توسط علیرضا نیلی
- بازدید: 1393
در بخش بحث هویت فلسفه اسلامی مطرح شد و در آن بحث امکان فلسفه اسلامی مطرح و پس از آن به تحقیق فلسفه اسلامی رسیدیم.
در امکان فلسفه اسلامی اصل اینکه می شود فلسفه اسلامی داشت بحث شد و حال بدنبال آن هستیم که عملاً فلسفه اسلامی در تاریخ فلسفه مسلمانان روی داده است یا نه. و از این بحث به عنوان تحقیق فلسفه اسلامی نم بردیم و از کندی آغاز کردیم که ایشان فلسفه اسلامی را شروع کرده است اما نه به صورت جدی و کامل. ولی از فارابی که آغاز کردیم می توانیم بگوییم که فلسفه اسلامی هم آغاز شده است. مباحثی از فارابی را با عنوان وحی و نیز نسبت دین و فلسفه را مطرح کردیم که نوع نگاه او مشخص شد. بعد از آن به مبحث توحید رسیدیم و سپس به مبحث ملائکه و معاد رسیدیم و عرض شد که ضعیف ترین مبحث فارابی همان معاد ایت در صورتی که جناب بوعلی مبحث معاد را خیلی مبسوط تر بحث کرده اند و دلیل آن فهم درست و دقیق آموزه های دینی است که شیخ اشراق آن را کامل تر و در آخر جناب ملاصدرا آن را به اوج می رسانند.
حکمت متعالیه استاد یزدان پناه 68
- توضیحات
- زیر مجموعه: مقالات
- دسته: فلسفه و حکمت
- منتشر شده در 03 شهریور 1392
- نوشته شده توسط محسن
- بازدید: 1505
بسم الله الرحمن الرحیم
در بحث تحقق فلسفه اسلامی پیرامون فارابی و اندیشه او سخن به میان آمد . مطالبی درباره وحی ، نبوت و توحید در نظر وی بیان شد .
در باب امکان فلسفه اسلامی بیان شد که رعایت خطوط کلی در معارف دینی باعث اسلامی شدن یک فلسفه میشود مانند توحید ، معاد ، نبوت و ملایکه . حال بنا داریم تا مطالبی را پیرامون ملائکه از دید فارابی بیان کنیم. در باب ملائکه و معاد فارابی آغازگر است و نباید انتظار داشت که تمام مطالب متون دینی را حل نماید .
حکمت متعالیه استاد یزدان پناه 67
- توضیحات
- زیر مجموعه: مقالات
- دسته: فلسفه و حکمت
- منتشر شده در 03 شهریور 1392
- نوشته شده توسط سید عمران امامی
- بازدید: 1619
به نام خدا
جلسه 67 حکمت متعالیه استاد یزدان پناه
ما در بخش نخست که کلیات بود رسیدیم به هویت فلسفه ی اسلامی و گفتیم این موضوع را در دو قسم بحث کردیم:
- امکان
- تحقق فلسفه ی اسلامی
در بخش تحقق فلسفه ی اسلامی از کندی شروع کردیم و گفتیم که فلسفه ی ایشان را نمی شود اسلامی(بدین معنا که چیزی افزون بر سنن فلسفی گذشته و از دامن معارف دینی به آن افزوده شده باشد؛) بلکه بیشتر نقل قول هایی از فلاسفه ی یونان و به خصوص فلاسفه ی نو افلاطونی[1] است؛ که شاخص ترینشان فلوطین است.
در این گفتار می خواهیم به فارابی بپردازیم که می توان او را آغازگر فلسفه ی اسلامی دانست.
حکمت متعالیه استاد یزدان پناه 65
- توضیحات
- زیر مجموعه: مقالات
- دسته: فلسفه و حکمت
- منتشر شده در 15 مرداد 1392
- نوشته شده توسط مصطفی حسینی کوپایی
- بازدید: 1317
در فلسفه اسلامی پس از کندی به فارابی پرداختیم ، عرض شد که فارابی بیانی در باب وحی و بیانی در باب نسبت دین و فلسفه داشت که از او میشد مطالبی رو استخراج کرد.
نوع گزاره های دینی در باب معرفت و درباب عقاید و معارف از منظر فارابی گزاره های معرفتی است یعنی گزاره هایی ناظر به واقع است و توضیحی که ایشان دارد این است که اولا نبی خود فیلسوفانه یافته و ثانیا این را به شکل دین به ملت ابراز کرده که این دین و ملت بیاناتی که وجود دارد یا حق است یا مثال الحق است(مثال الحق یعنی همان حق است اما به زبان عرفی بیان شده است) و چیز دیگری که از بیان فارابی میتوان فهمید این است که دین و وحی از ناحیه فارابی دارای لوازمی است و نگاه فارابی این بود که نبی با عقل مفارق ارتباط برقرار میکند و خود عقل مستفاد میشود ،همه آنچه که هست را از عقل فعال میگیرد و این عقل فعال منبع تمام حقایق هستی است و بعد زبان ویژه دینی را بیان میکند که زبان عرفی است و این یعنی توجه فارابی به متون دینی و تمام نگاه به دین نه نیم نگاه و با این کار راه را برای تحقیق در گزاره های دینی باز کرد.
و چیز دیگری که از کار ایشان بر می آید اینکه ایشان احساس کرده آن مقدار سرمایه ای که تا دوره خودش بدست آمده آن سرمایه ای است که با ملت فاضله و دین حقیقی سازگار است .
و نکته دیگر که از سخنان فارابی فهمیده میشود این است که در عین اینکه دین حق را گفته ،واین شبه فلسفه است و البته لزومی ندارد که فلسفه باشد زیرا قراراست به عموم خطاب شود و همه را در بر گیرد .
تفسیر انسان به انسان (نشریه هادی 52 و 53)
- توضیحات
- زیر مجموعه: مقالات
- دسته: فلسفه و حکمت
- منتشر شده در 15 مرداد 1392
- نوشته شده توسط محمدرضا الله بیگی
- بازدید: 1356
به نام خدا
بخش دوم: شناخت قرآنی انسان
مقدمه
همانگونه که دو نوع شناخت بیرونی و درونی دربارهی قرآن هست و باید این دو را از هم جدا کرد، درباره انسان نیز چنین است: شناخت قرآن، گاه در شاخهی علوم قرآنی است که در آن، از مسائلی چون معنای قرآن، معنای وحی، چیستی نزول قرآن، ضرورت نزول و ... بحث میشود. این موارد و مانند آن، از سنخ شناخت بیرونی دربارهی قرآن است. گاهی نیز شناخت ما به قرآن ، در شاخهی تفسیر و مربوط به مفاهیم قرآنی است؛ یعنی در بررسی و فهم ظاهر و باطن آیات و کشف و هماهنگیشان با هم و در نهایت، ارجاع آنها به هم و جمعبندیشان با یکدیگر. اصطلاحاً به این موارد، تفسیر قرآن گویند که شناخت درونی قرآن است.