مقالات

سلام علی آل یاسین...!(204)

گریه امام زمان(عجل الله تعالی فرجه) در عرفات در روضه حضرت ابوالفضل

جناب حجت الاسلام آقای قاضی زاهدی گلپایگانی می فرماید: من در تهران از جناب آقای حاج محمد علی فشندی که یکی از اخیار تهران است، شنیدم که می گفت: من از اول جوانی مقیّد بودم که تا ممکن است گناه نکنم و آن قدر به حج بروم تا به محضر مولایم حضرت بقیة اللّه ، روحی فداه، مشرف گردم. لذا سالها به همین آرزو به مکه معظمه مشرف می شدم.

در یکی از این سالها که عهده دار پذیرایی جمعی از حجاج هم بودم، شب هشتم ماه ذیحجه با جمیع وسائل به صحرای عرفات رفتم تا بتوانم قبل از آنکه حجاج به عرفات بیایند، برای زواری که با من بودند جای بهتری تهیه کنم. تقریبا عصر روز هفتم بارها را پیاده کردم و در یکی از آن چادرهایی که برای ما مهیا شده بود، مستقر شدم. ضمنا متوجه شدم که غیر از من هنوز کسی به عرفات نیامده است. در آن هنگام یکی از شرطه هایی که برای محافظت چادرها در آنجا بود، نزد من آمد و گفت: تو چرا امشب این همه وسائل را به اینجا آورده ای؟ مگر نمی دانی ممکن است سارقان در این بیابان بیایند و وسائلت را ببرند؟ به هر حال حالا که آمده ای، باید تا صبح بیدار بمانی و خودت از اموالت محافظت بکنی. گفتم: مانعی ندارد، بیدار می مانم و خودم از اموالم محافظت می کنم.

شهادت امام محمد باقر علیه السلام تسلیت باد

مزاح، دوستی، آداب مهمانی و تواضع را در 14 گفتار از امام باقر(علیه السلام)

از پنجمین پیشوای شیعیان، احادیث بی شماری نقل شده است، آیت الله مکارم شیرازی در این باره می گوید: «امام باقر برای تحکیم مبانی اسلام در تمامی علوم، تفسیر، عقاید، فقه و اخلاق در تمام مباحث اسلام احادیث مهمی بیان کرده اند و به قدری احادیث ایشان زیاد است که محمد بن مسلم سی هزار حدیث از امام باقر نقل کرده است.»

چهارده حدیث اخلاقی از امام محمد باقر(که درود خدا بر او باد) درباره رفتار و زندگی را به مناسبت شب شهادت ایشان که توسط خبرآنلاین از کتاب های «اصول کافی»، «تحف العقول» و «وسائل الشیعه» گلچین شده است، در جدول زیر می خوانید:

سلام علی آل یاسین...!(202)

(ماهنامه موعود شماره 105، نويسنده:آیت الله سید ابوالحسن مهدوی)

حكايت مسجد امام حسن مجتبی(علیه السلام) در شهر مقدّس قم


مسجد امام حسن مجتبي(ع) كه با اراده، اشاره و نقشة حضرت ولي‌عصر(عجل الله تعالی فرجه) ساخته شد، سرگذشت جالب و شنيدني دارد كه حضرت آيت‌الله شيخ لطف‌الله صافي{از مراجع حاضر} آن را در كتاب «پاسخ ده پرسش»، صحفة 31 ذكر كرده‌اند.
اهالي قم و اكثر مسافراني كه از جادة كمربندي قم عبور مي‌كنند، اطلاع دارند كه در نزديك تقاطع كمربندي قم با خياباني كه منتهي به ترمينال قم مي‌شود، مسجد مجلّل و با شكوهي با مناره‌هاي زيبا، با نام مسجد امام حسن مجتبي(ع) بنا شده است كه هم اكنون نيز نماز جماعت در آن منعقد مي‌گردد. اين مسجد به دست جناب حاج يدالله رجبيان از خيّران قم ساخته شده است. حضرت آيت‌الله صافي مي‌نويسند:

بمناسبت روز زیارتی امام رضا علیه السلام

بالای سر، جایی که هردعايي مستجاب مي شود

(به گزارش قدس آنلاین:)در تاريخ آمده است كه طرف بالاي سرحضرت رضا عليه السلام مسجدي است به نام مسجد بالاسر و آن حضرت زماني كه وارد اين بقعه مي شدند در آن جا نماز مي خواندند. هركس رو به ضريح حضرت رضا عليه السلام جانب قبله نماز بخواند مثل اين است كه به تمام قبور معصومين عليهم السلام وخانه كعبه نماز خوانده است.(1)

نمازي كه در حرم مطهر حضرت رضا عليه السلام خوانده  شود ثواب پنجاه هزار نماز را دارد. بنا به شواهد تاریخی، مسجد بالاسر را ابوالحسن عراقی، معروف به دبیر، از رجال دوره غزنویان، در سال 425 قمری حدود هزار سال قبل ساخته و مدفن او در جوار همین مسجد است. ابن بطوطه، جهانگرد معروف که در سال 734 از مشهد دیدن کرده، ضمن مشاهده قبر علی بن موسی الرضا (ع)، به مسجد بالاسر که در کنار بارگاه رضوی بوده، اشاره نموده است.(2)

برآورده شدن حاجات

سلام علی آل یاسین...!(201)

                                                 مقدمه نشریه هادی شماره 63

السلام علیکم یا اهل بیت النبوه و ...
السلام علي محالّ معرفة الله؛
سلام بر محل‌هاي معرفت خدا
«محالّ» جمع محلّ، از ريشه «حلّ» و اصل واژه «حلّ» به معناي گشودن است و چون مسافر، بار و بُنه خود را مي‌بندد و هنگامي كه پياده مي‌شود، آن را مي‌گشايد، «حلّ» به معناي «نَزَلَ» آمده است. به همين دليل، محلّ و محلّه به معناي مكاني است كه جمعيتي در آن نازل مي‌شوند.[ مقاييس اللغه، ج2، ص20، «حلّ».] بدين ترتيب، محلّ به جاي نزول يا استقرار هر چيزي گفته مي‌شود.
«معرفت» (مصدر عرف) به معناي اطلاع يافتن از چيزي و علم پيدا كردن به خصوصيات و آثار آن است. تفاوت علم و معرفت در اين است كه اگر شي‏ء معلوم و مورد نظر، به ذهن انسان بيايد و با يكي از حواس پنجگانه ادراك شود، معمولاً واژه علم به كار مي‌رود و چون ذات اقدس باري تعالي را نمي‌توان در ذهن تصوّر كرد، معلوم نخواهد شد و «علمتُ الله» استعمال نمي‌شود. اما معرفت يعني تميز دادن شي‏ء از غير خودش. به همين سبب، خداوند «معروف» خواهد شد و «عرفتُ الله» اطلاق مي‌گردد؛ چون ادراك ذات ربوبي با اوصافش نه ادراك ذات به تنهايي به طوري كه قابل تميز از غير باشد، مقدور و ممكن است. 
معرفت ذات الهي!؟

سلام علی آل یاسین...!(195)

                                                                مقدمه نشریه هادی شماره 61 و 62

السلام علیکم یا اهل بیت النبوه و ...

و الدعوة الحسني؛ و حجج الله علي أهل الدنيا والاخرة ورحمة الله و بركاته؛

و الدعوة الحسني؛

و دعوت نيكوتر

«دعوة» از ريشه «دعو» به معناي دعوت كردن و خواندن است.

«حُسني» اسم تفضيل و مؤنث احسن است؛ مثل اكبر و كبري، اصغر و صغري. ريشه اين واژه كه «حسن» است، به هر چيزي كه بهجت‌آور، مطلوب و نيكو باشد، اطلاق مي‌گردد .

براي برتري ائمّه(عليهم‌السلام) در دعوت، توجيهات مختلفي مي‌توان ذكر كرد:

سلام علی آل یاسین...!(194)

رابطه شب قدر با امام عصر ارواحنا فداه

خداوند متعال در چهارمين آيه سوره مباركه قدر مي‌فرمايد:
تنزل الملائكه والروح فيها باذن ربهم من كل امر.
فرشتگان و روح، در آن شب به دستور پروردگارشان با هر فرماني (براي تقدير هر كاري) فرود آيند، فعل مضارع «تنزل» دلالت بر تكرار و بقاي شب قدر دارد، و در آيات سوم و چهارم سوره دخان نيز مي‌فرمايد؛ فيها يفرق كل امر حكيم.
در آن شب، هر فرماني، بر حسب حكمت صادر مي‌شود.
اين آيه نيز دلالت بر تجدد و دوام دارد. زيرا هيئت نحوي باب «تفعل» اگر دلالت بر پذيرش يا تكلف يا هر دو مي‌نمايد. ظاهر اين فعل‌ها، خبر از تفريق و تنزل امر در شب‌هاي قدر آينده مي‌دهد.
اين امر كه در زمان رسول خدا (ص) و امامت، ناشي از اين معني و مبتني بر همين اساس است. هنگامي كه كسي قرآن را به‌عنوان كلام خدا پذيرفت به اين معني است كه همه سوره‌ها و آيات آن را پذيرفته است و يك مسلمان واقعي هم كسي است كه تسليم همه آيات قرآن باشد، پس هر مسلماني الزاما بايد سوره قدر، و از آن سوره شب قدر، و استمرار آن را تا قيامت بپذيرد و لازمه پذيرفتن آن، آيه (تنزل الملائكه...) كه هر فرد با ايماني ناگزير از قبول آن است، اين است كه بپذيرد در شب قدر فرشته‌ها و روح از جانب پروردگار با هر امري فرود مي‌آيند و اين امر يك متولي و ولي مي‌خواهد كه متولي و ولي آن امر باشد. اينكه خداوند در آيات سوم و چهارم سوره دخان مي‌فرمايد:

سلام علی آل یاسین...!(193)

چرا به امام زمان (عجل الله تعالی فرجه) "اباصالح" می گویند؟
به گزارش شيعه آنلاين به نقل از قدس، «بی‌تردید شما نیز فراوان شنیده‌اید که محبان و منتظران امام زمان (عج)، ایشان را با القابی در خور شأن و مقام این منجی جهان بشریت مورد درخواست و یاری قرار می‌دهند؛ اما جالب است بدانید یکی از القاب بسیار برازنده ایشان «اباصالح» است.»
حضرت آیت‌الله مکارم شیرازی در این باره می‌گوید: این که به امام زمان (عج) اباصالح می‌گویند به سبب این نیست که فرزندی به نام صالح دارد؛ زیرا «اب» در لغت عرب، تنها به معنای پدر نیست بلکه به معنای صاحب نیز هست. «اباصالح» یعنی کسی که صُلَحایی در اختیار دارد. لقب اباصالح از آیه قرآن گرفته شده است: (وَ لَقَد کتبنا فِی الزَّبُور مِن بَعد الذَّکر أنّ الأرض یرثها عبادی الصالِحُون). (انبیاء: آیه 15)
البته امام صادق (علیه السلام) در روایتی می‌فرماید: «هرگاه راه را گم کردی، صدا بزن «یا صالح» یا بگو «یا اباصالح ما را به راه راست هدایت کنید» تا خدا شما را مورد رحمت قرار دهد.»
بنا بر روایت ذکرشده که در کتاب‌های معتبر روایی آمده، معلوم می‌شود اگر انسان در راهی حرکت و به هر دلیلی راه را گم کند و نداند که از کدام سو باید برود، می‌تواند «صالح» یا «اباصالح» را صدا بزند و از ایشان درخواست راهنمایی کند.
در روایتی دیگر آمده است که «یا اباصالح ارشدونا»، لفظ «ارشدونا» جمع است که معلوم می‌شود گروهی به این کار (هدایت مردم) مشغول هستند.
علامه مجلسی از پدر خویش نقل می‌کند: وقتی فردی به نام امیراسحاق استرآبادی در راه گم می‌شود، همین جمله روایت بالا را به زبان می‌آورد. آن گاه کسی می‌آید و به او کمک می‌کند. امیراسحاق می‌فهمد که او امام زمان (عج) بوده است، همچنین محدث نوری در حکایت دیگری از ملاعلی رشتی نقل می‌کند: یکی از اهل تسنن، مادری شیعه داشت و از او شنیده بود که لقب امام زمان (عج) «اباصالح» است و راه گم کرده‌ها را هدایت می‌کند. روزی او راه را گم می‌کند و از «اباصالح» کمک می‌طلبد، آن گاه کسی را می‌یابد که وی را تا نزدیکی روستایشان هدایت می‌کند و او نیز شیعه می‌شود.
بنابر دو حکایتی که سند معتبری دارند، «اباصالح» شامل امام زمان (عج) نیز می‌شود. حتی می‌توان گفت ایشان مصداق اصلی این روایت هستند و جنیان و دیگران به فرمان ایشان، مردم را هدایت می‌نمایند و گاهی نیز خود حضرت این امر را عهده‌دار می شوند و گمراهان را هدایت می‌فرمایند.منبع: شیعه آنلاین

سلام علی آل یاسین...!(188)

                                                                 مقدمه نشریه هادی 60

السلام علیکم یا اهل بیت النبوه و ...

و المثل الأعلي؛

نمونه‌ها و الگوهاي برتر

«مثل»: اصل اين واژه همانند برخي از واژه‌هاي هم معنا (شكل، شبه و...) براي بيان مشابهت ميان دو يا چند چيز است، ليكن تفاوتشان در اين است كه:

«مِثل» براي بيان مشابهت دو يا چند چيز در صفات اصلي، يعني بيان مشابهت تامّه است ، «شَكْل» براي بيان مشابهت در اوصاف ظاهري و صوري به كار مي‌رود، «شِبه» براي بيان مطلق مشابهت است؛ خواه مشابهتشان كلّي باشد يا جزئي، در صفات ظاهري باشد يا باطني و معنوي يا هرگونه مشابهت ديگر ، «تساوي» براي بيان مشابهت در كمّيت و مقدار است و «نظير» براي بيان مشابهت دو چيز در سنخ كارهايي كه انجام مي‌دهند، استعمال مي‌شود؛ مثل آنكه گفته مي‌شود: اين اديب، نظير آن اديب است.

اما واژه «مَثَل» صفت مشبّهه است؛ مانند حَسَن، و به معناي چيزي است كه به مِثليّت متّصف مي‌شود و تماثل در آن ثابت است؛ چنان كه «مثيل» نيز به همين معناست. عنوان مِثل نسبت به اقسام مشابهت‌هاي ياد شده، عام است و همه آنها را شامل مي‌شود. پس «ليس كمثله شي‏ء» تمام انحاي مشابهت را نفي مي‌كند.

«اعلي» اسم تفضيل «عالي» و از ريشه «علو» است. واژه عِلو در مقابل «سِفل» و به معناي رفعت و برتري است.

مثل‌هاي برتر

با توجه به آنچه گذشت، جمله مورد بحث را دوگونه مي‌توان معنا كرد:

شما اینجا هستید: خانه مقاله ها